<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875</id><updated>2009-02-21T13:36:01.949+03:30</updated><title type='text'>Music, Mountain, Climbing</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default?start-index=26&amp;max-results=25'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>66</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109522199343349993</id><published>2004-09-15T08:48:00.000+04:30</published><updated>2004-09-15T08:49:53.433+04:30</updated><title type='text'>در حاشیه برگزاری کنسرت خوان مارتین در تهران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;حضور نزديک به 7500 تن در سه روز اجرای کنسرت خوان مارتين در کاخ نياوران اتفاق نادری بود که تعجب اين نوازنده صاحب سبک گيتار فلامنکو و حتی دست اندر کاران اجرايی اين برنامه را موجب شد.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در واقع علت اين تعجب که سبب شد تا نوازنده اسپانيايی در ميانه سومين روز کنسرتش اعلام کند :"اين استقبال شگفت انگيزترين استقبال از کنسرتهايم بود" و قطعه ای را هم از سر شوق به تماشاگران ايرانی تقديم کند.&lt;br /&gt;در عرصه موسيقی فلامنکو به دليل ويژگيهای کلاسيک و مخاطبان خاصش، حضور 50 تا 100 نفر نيز برای نوازندگان اين نوع موسيقی، نوعی موفقيت محسوب می شود.&lt;br /&gt;اما محبوبيت مارتين در ايران، که يکی از دلايل آن تدريس کتابهای وی از سوی اکثر اساتيد و مدرسان گيتار و نيز کنجکاوی ايرانيان و البته حساسيت سياسی که در نتيجه مخالفت چند نماينده مجلس با اجرای اين کنسرت بروز کرد، اين تجمع شگفت انگيز را رقم زد.&lt;br /&gt;مارتين اجرای خود را با قطعاتی تکنيکی شروع کرد تا توانائيهايش را در نواختن گيتار نشان دهد، ‌قطعاتی که به دليل نداشتن ساختار ملوديک، چندان با ذائقه ملوديک پسند ايرانی جور در نمی آيد، اما تيزهوشی اين نوازنده صاحب سبک سبب شد تا وی آخرين قطعه بخش نخست اجرايش را به نواختن يک رامبا اختصاص دهد که از فضای ملوديک تری برخوردار است.&lt;br /&gt;بخش دوم اجرای خوان مارتين، جذابتر از بخش نخست بود. وی با انتخاب قطعات ملوديک و نيز اجرای تکنيکی و منحصر به فردش توانست تماشاگران را به شوق آورد.&lt;br /&gt;از جمله قطعات جذاب اين بخش قطعه ای بود با تمی شرقی که مارتين آن را به تماشاگران تقديم کرد و در توضيح آن گفت :" اين قطعه درباره تسلط 800 ساله مسلمانان بر اسپانيا است".&lt;br /&gt;آخرين قطعه مارتين اجرای يکی از آهنگهای معروف ويگن با شعر "بر حلقه مويت کمتر زن شانه /چون بر چين و شکنش دارد دل من کاشانه" بود که با تشويق تماشاگران همراه بود.&lt;br /&gt;از نکات حاشيه ای کنسرت می توان به حضور همسر مارتين و توضيحی که مجری برنامه از زبان وی داد اشاره کرد.&lt;br /&gt;مجری به نقل از هلن مارتين گفت که:  "در شب آخری که قرار بود به ايران بيايند در يکی از وب سايتهای خبری خبر لغو کنسرت خود را می خوانند و در نتيجه مارتين تصميم به انصراف می گيرد، اما به اصرار من و تاکيد بر اين نکته که من دلم برای اين سفر روشن است سفر را انجام داديم که خوشبختانه بسيار عالی و خوب بود."&lt;br /&gt;نکته حاشيه ای ديگر فروش 20 سی دی موسيقی مارتين بود که در همان لحظات اوليه اعلام شد و به رغم قيمت نسبتا بالا (بيست هزار تومان) به فروش رفت. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109522199343349993?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109522199343349993/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109522199343349993' title='14 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522199343349993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522199343349993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/09/blog-post_109522199343349993.html' title='در حاشیه برگزاری کنسرت خوان مارتین در تهران'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>14</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109522187229307837</id><published>2004-09-15T08:45:00.000+04:30</published><updated>2004-09-15T08:47:52.293+04:30</updated><title type='text'>کشته شدن کوهنورد آمریکایی در دماوند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;با وجود تلاش هاي شبانه روزي جمعي 300 نفره از گروه هاي تخصصي كوهنوردي، امداد و نجات و اهالي منطقه «رينه» در مازندران، پيكر بي جان «كاتلين نامفي»، زن 69 ساله ساكن آمريكا واستاد  بازنشسته دانشگاه استنفورد در ارتفاعات چهار هزار متري جبهه شمالي قله دماوند پيدا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش «ميراث خبر»، دولت ايران، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و گروه هاي تخصصي پرواز و كوهنوردان خبره پس از آن كه مطلع شدند يكي از اعظاي گروه علاقه  مند به كوهنوردي در ارتفاعات قله دماوند، پس از بازگشت از قله دچار سانحه شده، امكانات خود را براي امدادرساني به «كاتلين نامفي» اين كوهنورد 69 ساله آغاز كردند،  اما كاتلين كه به دليل لغزش پا روي سنگ، دچار آسيب ديدگي در ناحيه سر شده شده بود، پس از آن كه مسير بازگشت را اشتباها در جبهه شمالي تشخيص داد، در ارتفاعات چهار  هزار متري دماوند درگذشت.&lt;br /&gt;كاتلين 69 ساله، يكي از سه نفر عضو گروه آمريكايي علاقه مند به قله پيمايي در دماوند بود. او به همراه «استفان تادسايپ» و «اليزابت  بيكر» چندي پيش از يكي از آژانس هاي گردشگري ايران درخواست سفر به ايران و ديدار از  شهرهاي اصفهان، شيراز و فتح قله دماوند را داشتند كه پس از طي مراحل اداري و صدور ويزا، به ايران سفر كردند و پس از تعيين گروه تخصصي كوهنوردي همراه با يك سرگروه  متخصص در كوهنوردي و يك مترجم، اولين مقصد خود را دماوند انتخاب كردند.&lt;br /&gt;اين گروه پنج نفره پس از تدارك تجهيزات، صبح روز يكشنبه (اول شهريور ماه 1383 _ 22 _ اگوست _ 2004) راهي دماوند و قله پيمايي مي شوند. «اعتمادي» رييس آژانس گردشگري كه تدارك كننده اين سفر بوده در شرح ماجراي قله پيمايي گروه پنج نفره به «ميراث خبر»، گفت:‌ «از صبح يكشنبه (اول شهريور 83) سفر اين گروه انجام شد و مسير قله را آهسته پيمودند. سرپرست گروه كوهنوردي آقاي «پرويز پاشازاده» و «مهرداد اعتمادي» مترجم گروه، وضعيت شروع سفر تا نزديكي قله را مناسب گزارش كرده اند تا لحظه اي كه دونفر از مسافران آمريكايي (استفان تاد سايپ و اليزابت بيكر) در مسافت كوتاه باقي مانده تا قله، احساس ناراحتي در تنفس كردند و با تشخيص و راهنمايي سرپرست گروه كوهنوردي، از ادامه مسير تا قله منصرف شدند و توقف كرده و پس از دقايقي مسير بازگشت را پيش گرفتند، اما خانم «كاتلين نامفي» اصرار دشت كه او آهسته به راه خود تا رسيدن به قله ادامه مي دهد.» اصرار كاتلين، علي رغم توصيه هاي سرپرست و مترجم گروه  كوهنوردي براي بازگشت به ارتفاع كم، ادامه داشت و او مرتب مي گفت: «شما مسير را با شتاب بالا آمده ايد و براي همين بريده ايد ولي من با همين آهستگي راه را ادامه مي دهم تا به قله برسم.»  تلاش ها و توصيه هاي گروه سرپرست نتيجه بخش نبود و به اين ترتيب كاتلين تصميم گرفت علي رغم اين توصيه ها به راه ادامه دهد كه با مراقبت هاي مترجم، اين مسير نيز طي شد و او و مترجم به قله رسيدند و مدتي استراحت كردند و  همراه با گروهي از كوهنوردان ساكن كردستان ايران كه از جبهه شمالي به قله رسيده بودند، مشغول گفت و گو و گذران وقت شدند.&lt;br /&gt;رييس اين آژانس توريستي بر اساس گزارش هاي سرپرست كوهنوردي و مترجم گروه در توضيح ادامه سفر در مسير بازگشت و وقوع سانحه چنين مي گويد: «پس از آن كه آقاي استفان تودسايپ و خانم اليزابت بيكر به ارتفاع پايين تر مي آيند و فاصله زماني ميان بازگشت آنها و كاتلين 69 ساله و مترجم ايجاد مي شود، كاتلين در راه بازگشت و خوشحال از اين كه براي بار دوم دماوند را فتح كرده، روي سنگ مي لغزد و از ناحيه سر دچار آسيب ديدگي مي شود و مترجم متوجه مي شود كه سر كاتلين خونريزي مي كند و به اين ترتيب توقف كرده و چون هنوز فاصله اي از قله نداشتند از گروه كوهنوردان كرد ايراني مستقر در قله كمك مي خواهد و آنان نيز براي كمك شتاب مي كنند. مترجم از آنان مي خواهد مراقب كاتلين مجروح باشند تا او دنبال گروه امداد محلي رود.»پيگيري هاي «ميراث خبر»، چنين نشان مي دهد كه پس از بازگشت مترجم گروه براي دريافت كمك و تدارك گروه هاي امداد و نجات، كاتلين با اعلام اين كه وضعيت جسماني خوبي دارد و مي تواند مسير برگشت را بپيمايد، از گروه كوهنوردان كرد جدا شده و تصميم به بازگشت و كم كردن ارتفاع مي گيرد ولي پس از پيمودن مسافتي از راه، گوشه اي از صخره ها و تخته سنگ ها مي نشيند. به اين ترتيب با تغيير موقعيت مكاني كاتلين، كوهنوردان كرد مي پندارند كه او به سهولت راه بازگشت را  پيش گرفته است پس آنها نيز از جبهه شمالي قله دماوند، راه بازگشت پيش مي گيرند.&lt;br /&gt;مترجم گروه با تلاش و شتاب و طي مسير بازگشت در عرض يك ساعت و نيم، به گروه امداد محلي و جمعي تخصصي از كوهنوردان همراه با تعدادي از نيروهاي بسيج، اطلاع مي  دهد و اكيپي از اين افراد راه صعود پيش مي گيرند تا به كمك كاتلين شتابند اما وقتي  به ارتفاع چهار هزار متري جبهه شمال شرقي _ مسير رفت و بازگشت گروه كوهنوردي _ مي  رسند متوجه مي شوند كه كاتلين در محل حضور ندارد و به اين ترتيب متوجه تغيير موقعيت مكاني و مسير او مي شوند. تلاش هاي آنان براي يافتن كاتلين 69 ساله بي نتيجه ماند و به اين ترتيب به پايين قله بازگشته و امكانات و تجهيزات دولت ايران، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و فدارسيون كوهنوردي و گروه هاي امداد پروازي براي جست و جوي دقيق مجروح از صبح روز بعد آغاز مي شود اما بر اساس گزارش هاي دريافتي، هلي كوپترهاي امداد و گروه هاي تجسس به دليل تغيير يافتن مسير كاتلين از جبهه شمال شرقي به جبهه شمالي تا روز بعد نيز موفق به يافتن او نمي شوند. كاتلين پس از اعلام وضعيت مناسب خود به گروه كردهاي كوهنورد، و كم كردن ارتفاع و نيز توقف در گوشه اي از منطقه صخره اي ارتفاعات دماوند، در هنگامه شب به جاي بازگشت از جبهه شمال شرقي _ مسير رفت _ اشتباهي به جبهه شمالي رفته و به اين ترتيب گروه هاي تجسس و امداد در مسيري كه گزارش هاي اوليه دريافت شده بود، او را پيدا نمي كنند تا اين كه با بسيج بيشتر امكانات پيكر بي جان او در جبهه شمالي شناسايي مي شود. پيكر كاتلين تا غروب امروز (5 شهريور ماه) به روستاي «ناندل» و از آن جا احتمالا به مركز پزشكي قانوني آمل منتقل مي شود.&lt;br /&gt;خانواده خانم نامفي گفته اند مادر 69 ساله شان كه از سرطان بهبود يافته بود، از جهانگردان كهنه كار، فعالان صلح و استادان برجسته دانشگاه  استنفورد بود. درست سال پيش وي براي دومين بار از كوه كليمانجارو در آفريقا با هدف گردآوري پول براي پژوهش در مورد سرطان صعود كرده بود. او قصد داشت براي سفر به ايران از همان آژانس مسافرتي درسياتل استفاده كند كه صعودش به كليمانجارو را هموار ساخته بود، ولي چون شمار ثبت نام كنندگان به حد نصاب نرسيد، اين شركت وي را به آژانسي در ايران معرفي كرد. خانم نامفي در 10 اوت از لندن كه منتظر ويزا بود، براي خانواده اش ايميل فرستاده بود و پنج روز بعد نيز از تهران ايميل ديگري ارسال كرد كه حاوي پيام كوتاهي بود. ليسا نامفي دختر وي به مركوري نيوز گفت: «او واقعا دوست داشت اين سفر را انجام دهد.» ادامه گزارش هاي «ميراث خبر»، از بروز سانحه كوهنوردي و درگذشت خانم«كاتلين نامفي» در ارتفاعات دماوند، متعاقبا مخابره مي شود.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مطلب همراه با تصویر را از &lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/"&gt;اینجا بخوانید&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/"&gt;http://blackblob.persianblog.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109522187229307837?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109522187229307837/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109522187229307837' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522187229307837'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522187229307837'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/09/blog-post_109522187229307837.html' title='کشته شدن کوهنورد آمریکایی در دماوند'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109522171460500633</id><published>2004-09-15T08:43:00.000+04:30</published><updated>2004-09-15T08:45:14.606+04:30</updated><title type='text'>به مناسبت سالروز مرگ پرفسور آرتور پوپ</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به مناسبت سالروز مرگ پروفسور آرتورپوپ، بنيانگذار موسسه «هنر و باستان شناسي ايران» در آمريكا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ايران، منزل ابدي من است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جانب شرق پل خواجو كه قدم بزنيم آرامگاهي توجه ما را به خود جلب مي كند. نزديك تر كه بشويم سنگ قبري را مي بينيم كه روي آن شعري به يادبود پروفسور آمريكايي ايران شناس نوشته شده است.&lt;br /&gt;شهريور 1348 يادآور، ياد و خاطره پروفسور آرتور آپهام پوپ،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشمند آمريكايي است كه بنا به خواسته خود در كنار پل خواجو دفن شده است. او كارشناس و رايزن موسسه هنري شيكاگو بود كه به ناگاه تصميم گرفت براي مشاهده آثار باستاني ،به ايران سفر كند. پروفسور و همسرش كه او نيز عضو آموزشگاه مطالعات آسيايي بنگاه آسيايي بود به ديدن آثار تاريخي ايران پرداختند و چنان جذب هنر و شكوه ايراني شدند كه تصميم به مطالعه و تحقيق درباره اين آثار گرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين علا نماينده مجلس شوراي ملي آن زمان كه سابقا وزير مختار ايران در آمريكا بود، از پروفسور خواست تا در سخنراني پيرامون هنر ايراني نظريات خود را بيان كند. روز دوم ارديبهشت سال 1304 در تالار بزرگ و باشكوه خانه جعفر قلي بختياري (سردار اسعد)، پوپ براي  بزرگان و رجال مملكت سخنراني كرد و همگي را با احساسات عالي خود تحت تاثير قرار داد. اين سخنراني، آغاز اقدامات مهمي در زمينه هنر ايران بود. پس از اين سخنراني مسئولان به ايجاد مدارس هنر در سطح كشور همت گماشتند. بناهاي تاريخي تعمير شدند. كارگاه هايي براي احياي دوباره زري بافي، خاتم كاري، قالي بافي و كاشي كاري برپا شدند و سعي شد بناهاي عمومي شهر تهران به سبك معماري ايراني ساخته شود.&lt;br /&gt;پس از مطالعات و تحقيقات متعدد در اين زمينه وي پيشنهاد سه كنگره جهاني هنر و باستان شناسي ايراني را داد. به دنبال اين پيشنهادها سه نمايشگاه در سال هاي 1306 در شهر فيلادلفياي آمريكا، 1309 در لندن و 1314 در لنين گراد و مسكو با شركت صدها تن از  كارشناسان نامي و كشورهاي مهم دنيا برگزار شد. اين نمايشگاه ها در شناساندن اهميت و شكوه هنر ايران نزد مردم اروپا و آمريكا نقش مهمي ايفا كردند. نتيجه اين سه كنگره و پژوهش هاي پروفسور پوپ در كتابي نفيس و مهم به نام «بررسي هنر ايران» منتشر شد.  کتابي كه تاريخ معماري و كوزه گري، خوشنويسي، بافندگي، قالي بافي، فلزكاري، منبت كاري و سنگ تراشي را در بر مي گرفت. به واسطه استقبال مردم از اين نمايشگاه ها، پروفسور بار ديگر پيشنهاد دو كنگره را در نيويورك و واشنگتن داد. در سال 1331 در نيويورك و واشنگتن و در سال 1347 در تهران و اصفهان و شيراز با كمك دولت اين كنگره ها برگزار شد. پرفسور آرتورپوپ اقدام به تشكيل موسسه «هنر و باستان شناسي ايران» در آمريكا كرد. اين موسسه در نيويورك تشكيل شد و چند سال بعد توسعه يافت و به «موسسه آسيا» تعيير نام داد. امتياز اين موسسه به درخواست دولت ايران به شيراز  منتقل و به دانشگاه شيراز واگذار شد. به پاس خدمات بي شائبه او، وزارت فرهنگ نشان علمي درجه اول را به او اعطا كرد و انجمن آثار ملي او را به عضويت وابسته خود انتخاب كرد و دانشگاه تهران به او درجه دكتراي افتخاري داد. در چهارمين كنگره جهاني هنر و باستان شناسي ايران بود كه پروفسور از محمدرضا شاه تقاضا كرد كه پس از مرگش جنازه او را به ايران حمل و در اصفهان به خاك بسپارند. باغ شهرداري اصفهان در كنار زاينده رود در مشرق پل خواجو با موافقت پروفسور پوپ براي دفنش معين شد و نقشه آرامگاه او طبق وصيتش توسط مهندس فروغي در خرداد 1348 تهيه شد.&lt;br /&gt;پروفسور علت انتخاب اصفهان را به عنوان آخرين منزل خود چنين مطرح كرد: «... منظور عمده من از انتخاب آخرين منزل در اصفهان اين است كه به مردم ايران نشان داده شود انديشمندان بزرگ و هنرمندان و سخنوران و رهبران خلاق آنها چنان اوصاف و خصايلي دارند كه باعث ژرف ترين ستايش متفكرين مشابه ساير كشورهاست، و براي كساني كه به مقام معنوي ايران پي برده اند، مزيت و افتخاري است كه ايران را آخرين منزل خود قرار دهند تا بدين وسيله ايمان خود را به سرزمين و مردان بزرگي كه آن را طي قرن ها به وجود آورده اند و آينده با افتخاري كه براي آنان پيشگويي مي كنند، ابراز دارند.» او پس از آن كه وصيت خود را نوشت از شهر وارن در ايالت كانه تيكت امريكا دستور نوشته قبر خود را نيز داد. ترجمه اين نامه در اختيار استاد جلال الدين همائي متخلص به سنا قرار گرفت.&lt;br /&gt;و او نيز آن را به شرح زير نظم در آورد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما اي كه بر خاك من بگذريد سزد ژرف در&lt;br /&gt;حال من بنگريد&lt;br /&gt;نهادم ضمير در ساحل زنده رود كه تا جان شود زنده ز آواز رود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهادم بر اين تربت پاك سر كه گنجينه دانش است و هنر&lt;br /&gt;در اين سرزمين تا بر&lt;br /&gt;آسوده ام سر فخر بر آسمان سوده ام&lt;br /&gt;بود تا ز پيشينگان ياد بو بر آيندگان باد از&lt;br /&gt;من درود&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109522171460500633?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109522171460500633/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109522171460500633' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522171460500633'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522171460500633'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/09/blog-post_109522171460500633.html' title='به مناسبت سالروز مرگ پرفسور آرتور پوپ'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109522155559702582</id><published>2004-09-15T08:39:00.000+04:30</published><updated>2004-09-15T08:42:35.596+04:30</updated><title type='text'>دریافت جایزه پلار توسط بی بی کینگ</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;جایزه پُلارامسال به بی بی کینگ و ژرژی لیگتی رسید. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بین ایرانیان جایزه نوبل شناخته شده و ستایش انگیز است. بویژه جایزه ادبی نوبل در این بین جایگاه ویژه ای را داراست. &lt;a href="http://www.polarmusicprize.com/"&gt;جایزه پُلار- &lt;/a&gt; اما ناشناخته و بیگانه در بین ماست. دلیل شاید این است که نوبل به ادبیات میپردازد و پُلار به موسیقی. جایزه پُلار در سال 1989 با پول استیگ اندرشون وتلاش "آکادمی پادشاهی موسیقی سوئد" تاسسیس شد. اوکه یکی از موسیقیدان سرشناس سوئدی و یکی از چهار عضو گروه مشهور آبا بود با پرداخت مبلغ قابل توجهی به "آکادمی پادشاهی موسیقی سوئد" قدم اول را در پایه گذاری جایزه موسیقی پُلار برداشت. نام پُلار از اسم شرکت ضبط و پخش موزیک اریکسون، پلار رکورد  گرفته شده است.جایزه پُلار یک جایزه بین المللی است که با هدف اشاعه موسیقی به اشخاص، موسسات و یا گروه هایی اهدا میشود که به باروری و نو آوری موسیقی یاری میرسانند. جایزه پُلار سالانه توسط پادشاه سوئد در استکهلم به برندگان که از سوی کمیته پُلار انتخاب میشوند اهدا میشود. مبلغ این جایزه یک میلیون کرون سوئد است که تقریباً برابر با یکصد و پنجاه هزار دلار امریکاست. برندگان معمولا از دو شاخه مختلف موسیقی، کلاسیک و موسیقی مردمی (پاپ، راک، بلوز و...)هستند. امسال این جایزه به یکی از خدایان بلوز و از موسیقیدانان محبوب من &lt;a href="http://www.bbking.com/"&gt;بی بی کینگ - &lt;/a&gt; تعلق گرفت. نفر دوم &lt;a href="http://www.gyoergy-ligeti.de/"&gt;ژرژی لیگیتی - &lt;/a&gt; بیش از هر چیز بواسطه موسیقی فیلم مشهور کوبریک " اودیسه 2002 " شناخته شده است.&lt;br /&gt;برای خواندن بیوگرافی بی بی کینگ &lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_4_6_blackblob_archive.html"&gt;بر روی اینجا کلیک کنید&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_4_6_blackblob_archive.html"&gt;http://blackblob.persianblog.com/1383_4_6_blackblob_archive.html&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109522155559702582?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109522155559702582/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109522155559702582' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522155559702582'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109522155559702582'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/09/blog-post_15.html' title='دریافت جایزه پلار توسط بی بی کینگ'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109453184475361872</id><published>2004-09-07T09:00:00.000+04:30</published><updated>2004-09-07T09:11:45.346+04:30</updated><title type='text'>بررسی سبک بلوز در موسیقی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بررسی سبک بلـــوز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اغلب گفته می‌شود که موسيقی جاز جز تنها شكل هنری است كه در آمريكا بوجود آمده، با اين حال موسيقی بلوز بلوز درست پابه‌پای آن پيشرفته رفته است. در واقع اين دو سبك شباهتهای زيادی با يكديگر دارند. هر دو بوسيله سياهپوستان آمريكا و در جنوب ايالات متحده، در نيمه دوم قرن 19 پديد آمده‌اند و سپس در دهه‌های اوايل قرن 20 به مناطق ديگر گسترش يافته‌اند؛ هر دو دارای نت غمگين بلو هستند كه از تغيير شكل يك نت خاص به ربع پرده يا نيم پرده بوجود می‌آيد و هر دو از اصل بداهه نوازی بهره می‌گيرند. بلوز و جز هر دو تاثيرات زيادی بر موسيقی پاپ در آمريكا داشته‌اند و در واقع بسياری از عناصر كليدی در موسيقی پاپ، سول، ريتم اند بلوز و راك اند رول ريشه در موسيقی بلوز دارند. مطالعه و بررسی دقيق اين سبك، سهم زيادی در فهم بيشتر ديگر سبكها خواهد داشت. گرچه هيچگاه بلوز در ليست پرفروشترينها قرار نگرفت، اما با اين حال هميشه بطور جدی نه تنها در كنسرتها و فستيوالها در سراسر ايالات متحده، بلكه در همه جای زندگی روزمره حضور آن احساس می‌شود.&lt;br /&gt;src="&lt;a href="http://www.the-birth-of-a-king.com/slaves.gif"&gt;http://www.the-birth-of-a-king.com/slaves.gif&lt;/a&gt;"&lt;br /&gt;سبك بلوز دقيقا چيست؟ به گفته آهنگساز و خواننده مشهور، ويلی ديكسون، در حقيقت بلوز واقعيت‌های زندگی است. نگاهی به گذشته و به زادگاه سبك بلوز منظور ديكسون را روشن‌تر می‌سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاريخچه بلوز: اين سبك هنری‌، ريشه در سختی‌ها و مشكلات سياهان آمريكا دارد. بين سالهای 1619 و 1808 هزاران نفر از مردم غرب آفريقا كه بيشترشان از قبايل: ارادا، داهومی و فالانی بودند، به زور اسلحه دستگير، و با بی‌رحمی تمام بعنوان برده به آمريكا آورده شدند. آنها در حراجی‌ها در معرض فروش قرار گرفتند و سپس روانه مزارع و كشتزارها شدند و به كار طاقت فرسا از طلوع تا غروب آفتاب وادار شدند؛ در حاليكه به انسانيتشان هيچگاه اهميتی داده نمی‌شد. اين كارگران هنگام كار ناراحتی‌های خود را با سردادن ملوديهای قديمی موطن خود ابراز می‌كردند. سنت اينان آوازخوانی گروهی بود و بسياری از اين سرودها از يك الگوی پرسش و پاسخ پيروی می‌كرد كه در آن رهبر گروه چيزی را می‌خواند و سپس بقيه با تكرار يا پاسخ به او همراهی‌اش می‌كردند. اين نوع آوازها فريادهای سر مزرعه ناميده می‌شدند. پس از انتشار منشور آزادی در سال 1863 و رهايی بردگان و طی دهه‌های بعد، سياهپوستان جنوب، سنت آوازخوانی خود را ادامه دادند در حاليكه بعنوان رعيت همچنان با حقوق ناچيز كار می‌كردند. آنها در مراسم كليسا و نيز در سفرهائی كه گروههای رقص و آواز اروپائی در آنجا حضور داشتند، كم كم با موسيقی اروپائی آشنا شدند. رفته رفته اين سياهان در برنامه‌های شو با رقص يا اجرای موسيقی و برنامه‌های كمدی شركت داده شدند. تنوع ملوديهای قديمی آفريقايی و تركيب آن با سبكهای مختلف موسيقی اروپائی، سبك جديدی را بوجود آورد كه ما امروزه آنرا با نام بلوز می‌شناسيم. طی دهه نخست قرن بيستم گيتار بعنوان ساز اصلی جانشين بانجو شد كه ريشه در آفريقا داشت و الگوی پرسش و پاسخ ترانه خوانی در مزارع آن زمان تبديل شد به پرسش از سوی خواننده و پاسخ توسط گيتاريست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهيابی بلوز به شهر: موسيقی بلوز همراه با سياهان جنوب آمريكا، در طول رودخانه می‌سی‌سی‌پی، كم‌كم از مزارع و روستاها به شهرها، بويژه نيو‌اورلئان، ممفيس و سنت لوئيس راه يافت. رهبر گروه سيار بلوز،‌ هندی ، با نوشتن ترانه‌های ممفيس بلوز در سال ۱۹۱۲ و سنت لوئيز بلوز در سال ۱۹۱۴ رشد و شكوفائی سبكهای جديد را خاطر نشان كرد. در سال ۱۹۲۰ اولين آلبوم گروه تحت عنوان Crazy Blues ضبط شد. دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ سالهای شكوفائی بلوز بود و تعدادی خواننده و موسيقی‌دان از طريق كنسرت و فروش آلبوم در جامعه سياهان آمريكا به شهرت رسيدند. طی جنگ جهانی دوم بسياری از سياهان نوازنده بلوز به شهرهای شمالی مهاجرت كردند. پس از اتمام جنگ سبك جدبد Urban Blues بلوز شهری توسعه يافت. در اواخر دهه ۱۹۴۰ اين سبك به وسايل الكترونيكی مجهز شد و درام نيز به سری گروه آنها كه قبلا بيس ،گيتار الكتريك، پيانو و هارمونيكای تقويت شده در اختيار داشتند، افزوده شد. شيكاگو نيز مركز فعاليت بلوز شد. با گسترش مهاجرت سياهپوستان از جنوب به شمال، موسيقی بلوز نيز با آنها منتقل شد و در سبكهای مختلف توسعه پيدا كرد. در يكی از اين سبكها كه شيكاگو بلوز ناميده می‌شود، گيتار و هارمونيكا سازهای اصلی هستند. در سبك ديگر، ممفيس بلوز موسيقی‌دانانی نظير بی‌بی‌كينگ مطرح هستند كه گيتار را با سازهای بادی بويژه ساكسيفون و ترومپت تركيب كرده‌اند. با اين حال سبك ديگری بنام دلتا بلوز، گيتار آكوستيك را ساز اصلی می‌دانند و بالاخره در تگزاس نوازندگان، گيتار الكتريكی سبك وزن را ابداع كردند كه با كاپو (۱) و با هر ۴ انگشت و يا انگشت شست نواخته می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(1) كاپو وسيله كوچكی است كه در ناحيه گردن ساز برای بالا بردن كوك سيم‌ها بكار می‌رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاثير بلوز بر موسيقی پاپ: اولين ترانه‌های موفق و محبوب ستارگانی نظير الويس پريسلی و جری لی لوئيس در دهه ۱۹۵۰ به دنبال پيشرفت آکورد و الگوهای شعری در ميزان استاندارد دوازده حاصل شد. در ضرب اصلی بلوز، ريتم سه چهارم نواخته می‌شود. به هر حال اين سرعت گرفتن ضرب بود که باعث شد ويژگيهای بلوز به راک‌اند‌رول تکامل پيدا کند و بالاخره اينکه راک‌اند‌رول بخش عظيمی از موسيقی پاپ را برگرفت و بلوز همچنان به بازار کوچک خود بسنده کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساختار آهنگ در سبک بلوز: شعرهای بلوز اغلب دارای سه سطر و دوازده ميزان است. از ابتدا آکوردهای اصلی برای سطر يک و چهار ميزان اول نواخته می‌شود. سپس چهار آکورد برای ميزان پنج و شش نواخته می‌شود و به دنبال أن يک آکورد برای ميزانهای هفت و هشت نواخته می‌شود. سطر آخر متفاوت است و پنج آکورد برای ميزانهای نه و ده و به دنبال آن يک آکورد برای ميزانهای يازده و دوازده زده می‌شود. شعر در موسيقی بلوز سه سطر احساسی است. سطرهای اول و دوم يکسان هستند البته با‌ آکوردهای مختلف، ولی سطر سوم متفاوت است. اين ساختار را ميزان دوازده بلوز می‌نامند. برای مثال به اين سه سطر از لوئيس بلوز توجه کنيد:&lt;br /&gt;هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down&lt;br /&gt;هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down&lt;br /&gt;چون فکر می‌کنم اين بار، ديگه دفعه آخره. It makes me think I'm on my last go round&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سازهای موسيقي: در گروههای مدرن بلوز، كه به سازهای الكترونيكی مجهزند بيش از يك سری استاندارد از اين سازها وجود دارد. برای مثال در سبك آربن استايل در شيكاگو، سازهای اصلی گيتار الكتريك و هارمونيكای تقويت شده می‌باشند و سازهای فرعی شامل بيس، درام، پيانو و ريتم گيتار است. گروههای جنوب آمريكا نظير ممفيس و نيواورلئان، اغلب يك سری سازهای بادی مثل ساكسيفون و ترومپت دارند ولی اغلب بصورت سولو اجرا نمی‌شوند. در بلوز صدای خواننده هميشه واضح و بلند است و البته بيشتر در ابتدا و بعنوان صدای اصلی شنيده می‌شود و همخوانيهای هارمونيك در سبك بلوز به ندرت به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاثيرات سبك بلوز: به هر حال تا دهه 1960 بلوز بيشتر طرفداران خود را از دست داده بود و بسياری از هنرمندان اصلی بلوز بازنشسته شده و يا از دنيا رفته بودند، با اين حال اجرای دوباره ترانه‌های قديمی بلوز توسط گروههای محبوب راك نظير رولينگ استونز و لد زپلين باعث شد كه بلوز مجددا توسط جوانان كشف شود. بسياری از موسيقيدانان قديمی بلوز،‌ حتی برخی‌ها كه اجراهای اوليه‌شان به چند دهه قبل برمی‌گشت، دوباره كشف شدند: مادی واترز، جونيور ولز، بادی گای، فردی كينگ، جيمز كاتن، بو ديدلی، هاولينگ ولف، جان لی هوكر و بالاخره بی‌بی كينگ. وقتی طرفداران جوان، از گروههای سبک بلوز استقبال کردند و آنها را در آغوش گرفتند، ديگر بلوز از زمره موسيقی‌دانان سياهپوست خارج شده بود. موسيقی‌دانان سفيدپوستی مانند گيتاريست جانی وينتر و نوازنده هارمونيكا پاول باترفيلد با الهام از آهنگهای قديمی بلوز و اجرای جديد خود شهرت فراوان بدست آوردند. موسيقی بلوز در بين موسيقی‌دانان بريتانيا نيز محبوبيت خاصی پيدا كرد. پيانيست و نوازنده هارمونيكا، جان مايال، يك گروه بلوز را رهبری كرد كه با اجراهای بسيار ماهرانه گيتار، بوسيله اريك كلاپتن، تا جائی جلو رفت كه با اجرای اكثر ترانه‌های بلوز، اين سبک از موسيقی را دوباره به طرفداران بيشمار راك معرفی كرد. در اصل طی دهه 1960 و 1970 موسيقی‌دانان انگليسی سفيدپوست و جوان، دوباره بلوز را در آمريكا احياء كردند. مفسران اجتماعی اين ادغام و همياری موسيقی‌دانان سياهپوست و قديمی بلوز با طرفداران جوان و سفيدپوست را به فال نيك گرفته و معتقدند كه اين امر به موفقيت جنبش حقوق شهروندی و پيشرفت روابط نژادی در آمريكا كمك زيادی كرده است. گرچه بلوز و موسيقی پاپ امروزه اشتراك زيادی باهم ندارند ولی شباهتهای زيادی بين بلوز و سبک هيپ-هاپ وجود دارد: نه از لحاظ موسيقي، هرگز! بلكه از لحاظ اينكه هردو دارای خواننده‌هايی هستند كه از سختی‌ها، درد و رنجها و بی‌عدالتی‌ها در زندگی شكايت می‌كنند و هر دو يك الگوی پرسش و پاسخ را به نمايش می‌گذارند. بلوز بخاطر اينكه پايه و الهام بخش ديگر سبكهای موسيقی در آمريكاست، تاثيرهای بسيار زيادی را نيز داراست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وضعيت فعلی بلوز: موسيقی بلوز امروزه بارديگر تجديد حيات يافته و بازار نوار و کنسرت آن کاملا داغ است. تعداد کمی از موسيقيدانان نسل قديمی بلوز اکنون زنده و در صحنه‌های موسيقی فعالند. بی‌بی ‌کينگ و بادی گای راه را برای موسيقيدانان جوانی که سنت آنان را ادامه می‌دهند هموار کردند. کينگ پس از سالها انتظار برای همنوازی با اريک کلاپتن بالاخره با اجرای مشترک (همسفر با شاهان) برنده جايزه هندی برای آلبوم جديد خود شد. گای نيز در لجند کلوپ خود در شيکاگو مشغول است و با آلبوم (چای شيرين) خود برنده جايزه هندی سال 2002 برای بهترين هنرمند مرد و بهترين گيتاريست سال شد. بعضی از اعضای مشهور نسل جديد بلوز عبارتند از: رابرت کری خواننده و گيتاريست، اتا اسميت خواننده، کب مو گيتاريست، لاکی پيترسن نوارنده چند ساز و شوگر بلو نوازنده هارمونيکا. تعدادی از شرکتهای ضبط و نوار با هنرمندان بلوز کار می‌کنند. شيکاگو اليگيتور رکورد، تنها يکی از چندين شرکت است که فقط با بلوز کار می‌کند. مالاکو رکورد، در می‌سی‌سی‌پی سالهاست که اجراهای بلوز را ضبط می‌کند و هنرمندانی نظير ليتل ميلتن، بابی بلند، رابی راش و ديگران را مطرح کرده است. پخشهای زنده موسيقی بلوز در ميان طرفداران در کنسرتها و کلوپها همچنان محبوبيت خاص خود را حفظ کرده است و شنوندگان بلوز هميشه ويژگيهای اساسی اين سبک، يعنی احساسات عميق و بداهه‌نوازی را ارج می‌نهند. فستيوالهای بلوز گسترش يافته‌اند و گروههای مختلف با اجراهای پی‌در‌پی در صدد‌ند که مشتاقان خود را راضی نگه دارند. مشتاقانی که از شنيدن موسيقی بلوز حتی از شب تا صبح سير نمی‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معرفی ستارگان سياه آسمان بلوز:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Bessie Smith : بسی اسميت را بعنوان امپراتريس بلوز می‌شناسند و او با ارتعاشات گرم صدا و نيز اجراهای پرشور براستی شايسته اين لقب است. او در سال 1895 در تنسی بدنيا آمد و کارش را با خواندن ترانه‌های مذهبی در کليسا شروع کرد. در سال 1923 ترانه بسيار موفق او دان هرتد بلوز بيش از ۲ ميليون نسخه فروش داشت. او در 26 سپتامبر 1937 در يک سانحه رانندگی در می‌سی‌سی‌پی شمالی جان خود را از دست داد. او را بخاطر سياه بودنش به اولين بيمارستان بعد از اين تصادف راه نداده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;John Lee Hooker : جان لی هوکر طی حرفه طولانی خوانندگی خود سبک جديدی را بنام بوگی برای بلوز به ارمغان آورد. او در سال 1917 در می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد. اولين تاثيراتش را از پدر که يک مبلغ مذهبی بود گرفت و پدرخوانده وی نيز اولين گيتارش را به او هديه داد. مثل خيلی از سياهپوستان ديگر اهل جنوب آمريکا، او نيز روستاهای جنوب آمريکا را رها کرد و به شهرهای شمالی رفت. در سال 1943 به ديترويت رفت و در کارخانه‌های اتومبيل سازی و فولاد مشغول بکار شد. در اولين سال ضبط آثارش در سال 1948 ترانه موفق( حالت عاميانه بوگی چیلدرن که به معنی بچه‌‌های خوش رقص است) را اجرا کرد و سپس با ترانه آی ام ان د موود دوباره رتبه اول چارت موسيقی را در گرفت. در سال 1990 با اجرای هیلر برنده جايزه گرمی شد و در اين اجرا علاوه بر بزرگانی چون کارلوس سانتانا، کيس ريچاردز و بانی ريت بعنوان نوازندگان مهمان حضور داشتند. او با ون موريسون ترانه‌سرا و خواننده ايرلندی نيز چندين آلبوم منتشر کرد. هوکر در سال 2001 از دنيا رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;src="&lt;a href="http://www.michaelromanos.com/pictures/stock_photos/bb_king.jpg"&gt;http://www.michaelromanos.com/pictures/stock_photos/bb_king.jpg&lt;/a&gt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Roy Buchanan : از هنرمندان سفيد‌پوست صاحب سبک در بلوز می‌باشد و الیگاتور اولين شرکتی بود که با وی قرارداد بست. اوج هنر بداهه‌ نوازی خود را در آهنگ افتر هورس نشان می‌دهد و آهنگهای احساسی‌ روی نظير بلک اتومن، سویت دریم ، هی جو، فایو استرنگ بلوز مهر تاييدی بر آهنگسازی او می‌زند. بوچانان در حالی از دنيا رفت که موسيقيش را کمتر کسی درک کرد و سولوهايش برای بيگانگان بلوز اصيل، مفهومی نداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Muddy Waters : مادی واترز را بنيان‌گذار بلوز مدرن و مجهز به سازهای الکترونيکی می‌شناسند. او در سال 1915 در می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد. او هنگانيکه راننده تراکتور بود شروع به يادگيری و نواختن گيتار کرد و در سال 1941 بلوز آکوستيک را ضبط کرد و در سال 1943 به شيکاگو رفت و تا سال 1950 توانست گروه کوچک بلوز خود را راه بيندازد که خود واترز نيز گيتار الکتريک می‌نواخت. او تا زمان مرگش در سال 1983 به اجراهای قوی خود هم بصورت خواننده و هم گيتاريست ادامه داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;src="&lt;a href="http://www.humblepress.com/Concert/graphics/gallery/muddy.jpg"&gt;http://www.humblepress.com/Concert/graphics/gallery/muddy.jpg&lt;/a&gt;"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Robert Johnson : رابرت جانسون ملقب به شاه خوانندگان دلتا بلوز در نواختن گيتار نيز استاد بود. او در سال 1911 در می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد. بيشتر زندگی کوتاه هنری خود را به نواختن گيتار در رقصهای محلی سپری کرد. شعرهای احساسی و مهارت وی در نواختن گيتار، کار او را از ديگران متمايز می‌کند. او در سال 1938 درگذشت. برخی بر اين عقيده‌اند که شايد يک عاشق عصبانی او را مسموم کرده است ولی نحوه دقيق مرگ وی هنوز هم يک راز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;B.B. King : امروزه بی‌بی کينگ سرشناس‌ترين موسيقيدان بلوز است. شهرتی که واقعا شايسته اوست. او در سال 1925 در اينديانا‌نولای می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد و اسم مستعار ‌‌B.B بی‌بی (بلو بوی ) را هنگام اجرای برنامه‌های راديوئی در ممفيس تنسی به او دادند. مانند ديگر سياهان ساکن دلتای می‌سی‌سی‌پی، او نيز از مهاجران جنوب بعد از جنگ جهانی دوم بود. از دهه 1940 تا دهه 1960 در کلوپهای مختلف در جنوب گيتار می‌نواخت ولی بدليل تبعيض نژادی تمامی حاضران در برنامه‌‌های او سياه پوست بودند. او در سال 1948 با نواختن در فستيوالهای بلوز، سالنهای کنسرت، دانشگاهها و در شوهای تلويزيونی در سراسر آمريکا به شهرت رسيد. او سالهای زيادی شو برگزار کرد و در هر سال بيش از 300 اجرا داشت که در نوع خود بی‌نظير است و هيچ هنرمند بلوز تاکنون نتوانسته در سخت‌کوشی به گرد پای او برسد. تا اواخر دهه 1960 کينگ سبک مشهور نواختن گيتار خود را کامل می‌کند. او با ارتعاش دست چپ روی سيمهای گيتار و با تغيير و بالا و پائين بردن نتها، می‌تواند نتهای بلوز را که لازم و جزء‌ لاينفک اين سبکهاست، به زيبائی بنوازد. اين صدای آوازگونه گيتار همراه با صدای رسای او در سال 1969 يکی از بزرگترين موفقيتها را برای او با اجرای د تریل ایز گان به ارمغان آورد. اين ترانه درست در هنگاميکه فروش نوارهای بلوز در بازار با رکود مواجه شده با موفقيت تمام به فروش می‌رود و جايزه گرمی را برای وی به ارمغان آورد. ترانهّ‌‌های او طيف وسيعی از احساسات را در کنار ناراحتيهايی که هميشه با موسيقی بلوز همراه است نشان می‌دهد. او شوخ‌طبعی را با درکی عميق از طبيعت انسانی در هم می‌آميزد که: هرکسی بالاخره کمی دروغ می‌گويد. کينگ طی دوران طولانی موسيقيائی خود در بسياری از آثار همکاری داشته است. موسيقيدانان جوان راک، بويژه همکاريها و کمکهای او به پيشبرد اين سبک موسيقی را ارج می‌نهند. در سال 1988 بی‌بی کينگ همراه با گروه ايرلندی یو تو در ترانه موفق ون لاو کامز تو تاون خواننده و نوازنده گيتار بود. او در سال 2001 همراه با اریک کلاپتون آلبومی را تحت عنوان همسفر با شاه ضبط کرد که جايزه عالی موسيقی را برد. کارهای گيتار او تاثير بسياری روی نوازندگان جوان داشته است و تا به امروز تنها سفير و نمايده بلوز است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;src="&lt;a href="http://img.villagephotos.com/p/2004-7/792537/bbking04_resize.jpg"&gt;http://img.villagephotos.com/p/2004-7/792537/bbking04_resize.jpg&lt;/a&gt;"&gt;.  &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برای دریافت نسخه کامل این بررسی به وب لاگ من در پرشین بلاگ مراجعه کنید :&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.blackblob.persianblog.com"&gt;http://www.blackblob.persianblog.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.blackblob.persianblog.com"&gt;http://www.blackblob.persianblog.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یا بر روی&lt;a href="http://www.sharemation.com/blackblob/About"&gt; اینجا کلیک &lt;/a&gt;کرده و آن را بصورت&lt;a href="http://www.sharemation.com/blackblob/About"&gt; پی دی اف دریافت &lt;/a&gt;کنید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109453184475361872?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109453184475361872/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109453184475361872' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109453184475361872'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109453184475361872'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/09/blog-post_07.html' title='بررسی سبک بلوز در موسیقی'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109357842016645407</id><published>2004-08-27T07:59:00.000+04:30</published><updated>2004-08-27T08:17:00.166+04:30</updated><title type='text'>نرم افزار فارسی ساز آفیس ایکس پی LIP.EXE</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بسته نرم افزاری فارسی ساز Office XP&lt;br /&gt;پس از مدت ها مایکروسافت بسته نرم افزاری خود را برای فارسی کردن Office 2003 ارائه داد. این Pack نرم افزاری با حجم 6.3 مگابایت تمام آن چیزی است که ما فارسی زبان ها به دنبال آن می گشتیم. کار توسعه این برنامه در دوبلین و آمریکا صورت گرفته است و در این حین، تیمی در دبی روی عناصر زبان شناسی آن که شامل یک لغت نامه 25 هزار لغتی است، کار می کرده اند. انجمن آکادمیک محلی نیز با این دانشگاه شارجه و یک نفر از دانشگاه آمریکایی دبی در این تیم در ساخت لغت نامه فارسی و همچنین تست برنامه مشارکت داشته اند&lt;br /&gt;یکی از مهمترین امکانات آن غلط گیری (Spell Checking) کامل فارسی است که شرکتهای ایرانی سالها به دنبال ساخت آن بوده اند. ممکن است در برخورد اول روبرو شدن با بعضی از معادل های فارسی مانند رونوشت به جای Copy ، جای گذاری به جای Paste ، یا برش، گلوله ها ، فرا پیوند، زدودن، تخته نگهدارنده، ادغام نامه، قطعه هنری، بالا نگاشت، و ... کمی نا مانوس باشد، ولی سایر توضیحات فارسی در قسمتهای مختلف برنامه بسیار جالب است. مطمئن باشید بهترین فارسی سازی که می توانست وجود داشته باشد همین نسخه است زیرا توسط خود مایکروسافت تهیه شده است. یکی دیگر از امکانات جالب این بسته نرم افزاری فارسی کردن منو ها و توضیحات کلیه ابزارها می باشد که برای اپراتورهای فارسی بسیار مفید و جالب می باشد&lt;br /&gt;Microsoft Office 2003 Edition Persian Interface Pack یک واسط کاربر فارسی برای تعدادی از برنامه‌های Microsoft Office 2003 فراهم می‌‌نماید &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اطلاعات سریع&lt;br /&gt;&lt;a class="links" href="http://download.microsoft.com/download/9/1/8/91854678-1ec9-4f05-a320-7bb92960b310/LIP.EXE" target="_blank"&gt;LIP.EXE&lt;/a&gt;  : نام پرونده&lt;br /&gt;KB حجم بارگیری :  6365 &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; تاریخ انتشار :   6/24/2004&lt;br /&gt;نسخه: 1&lt;br /&gt;&lt;a class="links" href="http://download.microsoft.com/download/9/1/8/91854678-1ec9-4f05-a320-7bb92960b310/LIP.EXE" target="_blank"&gt;دانلود کنید&lt;/a&gt;   حدود 22 دقیقه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت و دانلود این بسته نرم افزاری به این آدرس مراجعه نمایید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.blackblob.persianblog.com"&gt;http://www.blackblob.persianblog.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_6_blackblob_archive.html"&gt;http://blackblob.persianblog.com/1383_6_blackblob_archive.html&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109357842016645407?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109357842016645407/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109357842016645407' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109357842016645407'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109357842016645407'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/lipexe.html' title='نرم افزار فارسی ساز آفیس ایکس پی LIP.EXE'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109340445366516634</id><published>2004-08-25T07:55:00.000+04:30</published><updated>2004-08-25T08:01:25.550+04:30</updated><title type='text'>Olympic المپیک</title><content type='html'>سلام به علاقه مندان به المپیک&lt;br /&gt;این فایل رو هم برای شما علاقه مندان گذاشتم .. برید  دانلود کنید ...&lt;br /&gt;یک فایل فلش کم حجم هست.&lt;br /&gt; باحاله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ce.aut.ac.ir/~hassanzadeh/olympics.swf"&gt;http://ce.aut.ac.ir/~hassanzadeh/olympics.swf&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109340445366516634?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109340445366516634/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109340445366516634' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109340445366516634'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109340445366516634'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/olympic.html' title='Olympic المپیک'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109256623910985478</id><published>2004-08-15T15:05:00.000+04:30</published><updated>2004-08-15T15:07:19.110+04:30</updated><title type='text'>دوچرخه سواری برای صلح</title><content type='html'>دوچرخه سواری برای صلح&lt;br /&gt;سلام به همه دوستان علاقه مند به کوهنوردی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اولین بار در ایران دو تن از دوستان و کوهنوردان باشگاه دماوند تصمیم گرفتند که در یک حرکت ورزشی و نمادین، مسیرهای دور اروپا و آفریقا را دوچرخه سواری و قلل مون بلان، ماترهورن و کلیمانجارو را با هدف برگزاری نمایشگاه عکس ایران و همچنین ارائه پیام صلح به دیگر کشور ها صعود نمایند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دو نفر دوستان خوب من علی جعفر نژاد  و همسر وی شبنم زنده زبان، از اعضاء با سابقه باشگاه دماوند می باشند. &lt;br /&gt;                &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهداف کلی این سفر به شرح زیر می باشد: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طي کردن حدود ١٠٫٠٠٠ کيلومتر و عبور از ٢٣ کشور آسيايي - اروپايي - آفريقايي &lt;br /&gt;ابلاغ پيام صلح و دوستي مردم ايران به مردم کشورهاي مسير بصورت گفتگو با مردم و تقديم بروشور پيام دوستي که قبلاً آماده و چاپ شده &lt;br /&gt;برگزاري نمايشگاه عکس از طبيعت - حيات وحش - آثار باستاني و جلوه هاي امروزه ايران &lt;br /&gt;تقدير و قدرداني از تيم هاي امداد و نجات کشورهايي که در حادثه دلخراش زلزله شهر بم به کمک حادثه ديدگان شتافتند ، بصورت لوح يادبود در محل کارشان در کشورهاي مربوطه &lt;br /&gt;صعود قلل « مون بلان » در فرانسه و « ماترهورن » در سوئيس و برافراشتن پرچم ايران بر فراز آنها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما می توانید اطلاعات بیشتر این واقعه را از سایت رسمی (دوچرخه سواری برای صلح) به آدرس   www.bikingforpeace.comدریافت کنید. همچنین در طول سفر این دو دوست  این سایت به روز خواهد شد و شما می توانید از انجام مرحله به مرحله آن خبر دار شوید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن بنده هم سعی خواهم نمود که آخرین اخبار و اطلاعات مربوط به این سفر را در سایت خودم انعکاس دهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین در راستای این حرکت و برای برگزاری هرچه بهتر این تصمیم، یک نمایشگاه از نمونه عکسهای انتخابی بر گزار می شود. عموم علاقه مندان می توانند از این نمایشگاه دیدن نمایند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محل برگزاری نمایشگاه: دفتر باشگاه دماوند، خیابان انقلاب، اول لاله زار نو، پلاک 2، طبقه 4&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان: چهارشنبه و پنجشنبه 28 و 29 مردادماه 1383. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان بازدید: 14 الی 20&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای این دوستانم، آرزوی موفقیت دارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;امیر توکلی    ‏سه شنبه‏، 2004‏/08‏/10&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109256623910985478?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109256623910985478/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109256623910985478' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256623910985478'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256623910985478'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/blog-post_15.html' title='دوچرخه سواری برای صلح'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109256602875839684</id><published>2004-08-15T15:02:00.000+04:30</published><updated>2004-08-15T15:03:48.756+04:30</updated><title type='text'>زندگينامه Yngwie Malmsteeقسمت چهارم و پايانی </title><content type='html'>زندگينامه Yngwie Malmsteen قسمت چهارم و پايانی&lt;br /&gt;Yngwie Johan Malmsteen   قسمت چهارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از آمدن به آمريكا در 19 سالگی، در سال 1983 كار ضبط، طوری پيش می رفت كه خوابش را هم نمي ديدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; احساس خيلي خوبی داشتم، تنها به خاطر اينكه استوار ايستاده بودم و در موسيقی آزادی كامل داشتم و نتيجه آن تعدادی آلبوم Hard Rock بسيار متأثر از باروك بود كه نسبتا خوب از آب در آمد. گرچه از موسيقی يی كه در آن زمان ساخته بودم راضي و خوشحال بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; هميشه در پس ذهنم تصويری از آن قطعه كلاسيكی بود كه خودم آنرا نوشته باشم و توسط يك اركستر كامل و Choir اجرا شده باشد. اين فرصت دست نداد تا سال 1996 كه بطور جدی برای ساخت اين قطعات وقت گذاشتم، مقدار زيادی نت كلاسيك در ذهن داشتم ولی آنها را روی كاغذ نياورده بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; آنها را از گوش كردن بسيار دقيق به دست آورده بودم. من هميشه به وسيله گوشهايم می نوازم!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اساسا من بداهه نوازی می كردم تا به تم خوبی برسم، تا پيوستگی و پيشرفت آكورد حاصل شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خوش شانسی يك استوديوی Multitrack داشتم كه كار ضبط نسخه های اوليه Demo را آسان می كرد و خوشبختی بزرگترم يك نوازنده بزرگ كيبورد بنام متس الاسن Mats Olausson در گروه ام بود، ساعات نامحدود و غيرقابل شمارش را با من در استوديو می گذراند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; من آنها را می نوشتم و Mats آنها را با كيبورد برگردان مي كرد. مثلا من می گفتم: (اين قسمت را با صداي ويولن سل بزن) من آنها را با دهان می زدم يا با گيتار می نواختم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس می رفتم سراغ هارپيسكورد، كنترباس، ويولن ها، فلوت، ترمبون، ابوا، تيمپانی،Choir  و... اين كار تقريبا سه ماه طول مي كشيد و در حين كار ايده های جديدی به ذهنم می رسيد، بندها مورد تجديد نظر قرار می گرفتند يا تغيير مي كردند، گامها تغيير مي كردند، تم های اصلی چيز ديگری مي شد، تم های جديد و ملودی ها زيرورو می شدند، و همينطور كار پيش می رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در طول اين همه ديوانگی،Mats  صميمانه در كنارم بود و به اين خاطر عميقاً از او تشكر می كنم. زمانی كه ساخت من در حال كامل شدن بود، مرحله منطقی بعدی تهيه نسخه يی بود كه تمام قسمتها را برای سازها،Choir  و...نشان بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زمانی كه مشغول ضبط يكي از آلبومهايم بودم، Mats  خارج از كشور بود، برای چند قطعه به يك نوازنده كيبورد نياز پيدا كردم. ديويد رزنتال David Rosenthal  به من پيشنهاد شد. قبلاً راجع به او شنيده بودم، از او برای همكاری دعوت كردم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او به استوديوی من آمد و عالی نواخت. او بسيار خوب پيش رفت و از او خواستم به ايده هاي من برای قطعات اركسترال گوش دهد. پس از اينكه آنها را برايش نواختم گفت او كسي است كه می تواند آنها را بازنويسی كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; او آنها را براي تمام سازها و Choir نوشت و يك نسخه سينتی سايزری ضبط كرد و من تمام قطعات گيتار را دوباره ضبط كردم، و خوب از كار در آمد. مرحله بعدی پيدا كردن يك رهبر و يك اركستر خوب بود. به نظر می رسد در حيطه موسيقی كلاسيك، اكثر رهبرها و اركسترهای خوب، سالها در وضعيتی مترقی و پيش رفته بي كم و كاست پابرجا مي مانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; هنگاميكه در يك تور يوئل لوی  Yoel Levi، رهبر اركستر سمفوني آتلانتا را ملاقات كردم، به دموی قطعات من گوش کرد و به شدت تحت تأثير قرار گرفت. او نوازندگی من را از طريق پسرش می شناخت و براي اين پروژه بسيار مشتاق و علاقه مند بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ژوئن 1997، سوار هواپيما شدم به شهر زيباي پراگ پرواز كردم تا تمرين برای اجرا و ضبط را آغاز كنم  Pony Canyon، شركت ضبط و توزيع ژاپنی ام، رابطه نزديكی با اركستر فيلارمونيك چك داشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از گفتگو با تعداد زيادي اركستر ديگر، تصميم گرفتيم تركيبی از نوازندگان، سالن كنسرت (كنسرت هال) و تسهيلات ضبط با كيفيتی بالا گرد آوريم تا بتواند نيازهای ما را به بهترين شكل بر آورده سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضبط موقعيت بی نظيری برای من، اركستر و مهندسين بود. همه چيز عالي پيش رفت. پس از پايان ضبط اركستر. به ميامي Miami برگشتيم تا قسمتهای گيتار را ضبط كنيم و آلبوم را ميكس كنيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتيجة كار، وحشيانه ترين آرزوهايم را فرا برد. رويايم درست از آب در آمد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آخرین مصاحبه ای که با وی انجام شده است، Yngwie رمز موفقیت خود را تلاش فوق العاده زیاد می داند. وی در جواب این سئوال مصاحبه گر داده بود که اگر کسی بخواهد روزی در تکنیک نوازندگی به شما برسد یا از شما بهتر باشد باید چگونه باشد ؟ گفته است که : من در طول شبانه روز 16 ساعت گیتار میزنم اگر کسی بخواهد چنین کند، قطعاً باید تلاشی بسیار زیاد داشته باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen در سال 2003 با شرکت در تور G3 (مخفف Great Guitarist) که همراه با Joe Satriani  Steve Vai بود، نام خود را جاودانه تر از پیش ساخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلبومها: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Rising Force [1984]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Marching Out [1985]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Trilogy [1986]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Odyssey [1988]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Trial By Fire [1989]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Eclipse [1990]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Fire And Ice [1992]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - The Seventh Sign [1994]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - I Can't Wait [1994]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Magnum Opus [1995]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Inspiration [1996]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Facing The Animal [1997]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Concerto Suite... [1998]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Live [1998]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Alchemy [1999]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - War To End All Wars [2000]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Concerto Suite Live  [2001]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - Attack [2002]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Malmsteen - The Genesis [2002]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آینده در صورتی که توانستم اخبار و اطلاعاتی در مورد  کنسرت G3 ارائه خواهم داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای دریافت متن کامل و نسخه Pdf بیوگرافی Malmsteen بر روی اینجا کلیک کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پايان&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109256602875839684?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109256602875839684/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109256602875839684' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256602875839684'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256602875839684'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/yngwie-malmstee.html' title='زندگينامه Yngwie Malmsteeقسمت چهارم و پايانی '/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109256595964240253</id><published>2004-08-15T15:01:00.000+04:30</published><updated>2004-08-15T15:02:39.643+04:30</updated><title type='text'>قسمت سوم بيوگرافی Yngwie Johan Malmsteen </title><content type='html'>قسمت سوم بيوگرافی Yngwie Johan Malmsteen &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این قسمت بیشتر به حرفها و نظرات شخصی خود Yngwie  پرداخته ام. در قسمت های بعدی به ادامه زندگینامه و چگونگی ارائه آلبوم دیگر وی خواهم پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يادداشتهای مالمستين بر كنسرتو سوييت Concerto Suite براي گيتار و اركستر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از زماني كه به دنيا آمدم با موسيقي احاطه شده بودم. خواهر و برادر بزرگم هر دو نوازندة چند ساز بودند. پيانو، فلوت، ويولن و درامز. اولين گيتاري كه گرفتم هدية 5 سالگي ام بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در آن زمان هرگز دورة آموزشي نديدم! هر چند براي دو سال دوره هاي درسي پيانو، كرنتCornet ، فلوت و درامز ديدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال 1970 هفت ساله بودم كه در تلويزيون سوئد جيمي هندريكسJimi Hendrix   را ديدم، و از همان موقع عشقم به گيتار شروع شد تا به امروز.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان لحظه گيتار را برداشتم و در روزهاي متمادي گيتار زدم. درست مثل يك جن زدة مجنون در هشتمين سالگرد تولدم اولين Cover خود را ضبط كردم كه آهنگ Fireball گروه Deep Purple بود. من عاشق انرژي و قدرت آن گروه بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 9 سالگي به گروهي پيوستم كه اكثر آهنگهاي Deep Purple را باز خواني ميكردند. اما در خلال كار شروع به نوشتن آهنگهايي از خودم كردم و اين كار عملا به جايي رسيد كه در 9 سالگی تمام تك نوازيها و آهنگهاي  Hendrix وBlackmore  را به تنهائی می نواختم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همين دوره خواهرم، لولو  Lollo، آهنگي از جنسيس(Genesis)   بنام Trespass (تخطي) برايم آورد. تنظيم ساخته را آكوردي و ملودي هاي كنترپوان آن مرا سخت فريفته و مجذوب به خود كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنها تمام مرزهاي پنتاتونيك بلوز (Blues) را درنورديده بودند. در ابتدا از اين متعجب بودم كه تمام اين چيزها از كجا آمده اند اما پس از اين تجزیه و تحليل مجموعه كلاسيك مادرم كه اكثرا باروك بود فهميدم كه منشا آنها كجاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن موقع به بعد علاقه و عشقي برگشت ناپدير نسبت موسيقي كلاسيك در من به وجود آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دوازده سالگي به تشكيل گروههاي مختلفي پرداختم كه فقط ساخته هاي من را اجرا مي كردند، آنها قطعات هوي راكHeavy Rock   و سخت تحت تأثير موسيقي باروك بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من در حالي كه از روح و انرژي راك (Rock) لذت مي بردم اما از قسمتهاي معمولي و يكنواخت ملوديك گروه متوسط راك، به خصوص زماني كه اصلا نمي خواستند از پنتاتوميك دور بشوند احساس پوچي و خنثايي مي كردم. از اين پس علاقه ام به گوش دادن به راك را از دست دادم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 13 سالگي، گيدون كرمرGiden Kermer ، نوازندة ويولن را در تلويزيون سوئد ديدم و آنچه مي شنيدم براستي مجذوبم كرد كه سريعاً آنرا خريدم. اين يك انقلاب مهم در من ايجاد كرد. زيرا رويكرد و ميل من را نسبت به گيتار براي هميشه تغيير داد. نت هاي ساستينينگ طولاني با ويبراتوهاي دراماتيك، خطوط اوج و فرود آبشاري و آرپژهاي تقريبا غير ممكن، در دراز مدت به بزرگترين تأثير بر تك نوازي من تبديل شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال به جاي آموختن مستقيم اين قطعات، اكثرا در حالتهاي مشابه آن بداهه نوازي (Improvise) مي كردم. آشكارا اين كار سختي بود و سالها پشت سر گذاشته شد تا به هدفم نزديك شدم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور كه به سير نئوكلاسيك (New Classic) خودم ادامه مي دادم، در خيال خود به اين فكر مي كردم كه شايد روزي بتوانم قطعه يي براي اركستر، گروه سرودخوانان كليسايي Choir(مادرم در يك گروه Choir باروك مي خواند) بنویسم و گيتار را خودم به عنوان تكنواز بدون درامر (راك) و بدون خوانندة بزنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پاپان قسمت سوم&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109256595964240253?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109256595964240253/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109256595964240253' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256595964240253'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256595964240253'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/yngwie-johan-malmsteen_15.html' title='قسمت سوم بيوگرافی Yngwie Johan Malmsteen '/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109256588272236227</id><published>2004-08-15T15:00:00.000+04:30</published><updated>2004-08-15T15:01:22.723+04:30</updated><title type='text'>قسمت دوم زندگینامه Yngwie Johan Malmsteen</title><content type='html'>قسمت دوم زندگینامه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; Yngwie Johan Malmsteen &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 18 سالگي پس از تشكيل چندين گروه و اجراي آهنگهاي گروههايي چون  (Highway Stars) Deep Purpleو ('We'll Burn The Sky') Scorpions ، به همراه چند تن از دوستانش گروه Rising Force  را تشكيل داد و با آنها چندين آهنگ ضبط كرد كه در سوئد اصلا مورد توجه قرار نگرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خلال سال 1982 سه عدد تراک دموی کار خود به نام Rising Force را برای اعلام همکاری و ضبط آن به استودیوی CBC سوئد فرستاد که هیچ وقت جواب آن داده نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie نامید، تصمیم گرفت دموی کارهای خود را به تمام استودیو ها جهان ارسال کند. همچنین یک نسخه از آن را به نویسنده ای که در مجله Guitar Player magazine کار می کرد سپرد.  این نویسنده به طور اتفاقی با دست اندرکاران استودیوی Shrapnel Records صحبت نمود. و بدین ترتیب بود که وی به گروه Steeler برای نوازندگی گیتار دعوت شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; او تصميم به ترك سوئد گرفت. Yngwie با دوعدد شلوار جین و پیراهن سوئد را ترک کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین  قبل از آن در سوئد با اشخاص و گروههای همچونJens Johansson  و Marcel Jacob  اجراهایی داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1983 از سوئد به آمريكا رفت و در گروههاي Steeler و Alcatrazz به نوازندگي پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینگوی در گروه Alcatrazz با Vocalist  سابق گروه Rainbow گراهام بونت (Graham Bonnet) همکاری داشت و در این مدت دو آلبوم مشهور و مطرح No Parole For Rock &amp; Roll و Live Sentence را روانه بازار موسیقی نمودند. همچنین تورهایی زیادی را هم اجرا کردند که در خلال این سالها به وی لقب نابغه هنرمند را دادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; و در همان سال نامزد جايزة Grammy شد. در سال 1985 آلبوم Marching Out و در سال 1986 آلبومTrilogy  را منتشر كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال 1987 سال بدي براي Yngwie بود او 22 ژوئن اين سال با آسيب ديدگي مغزي و اعصاب حركتي دست كه در اثر تصادف با ماشین جگوار خود براي او بوجود آمده بود مواجه شد، که بازتاب آن را می توان در آهنگ فوق العاده زیبا و یاد ماندنی You Don't Remember مشاهده کرد. مرگ مادرش نيز در همين سال اتفاق افتاد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی به مدت یک هفته در کما به سر برد و وقتی که به هوش آمد متوجه شد که دست راستش کاملا فلج شده است، اما اینگوی نامید نشد و مصمم شد که به سلامتی بازگردد، به هر حال Yngwie توانست از این آسیب دیدگی و مصیبیت جان سالم بدر ببرد و به سلامت کامل گذشته خود بازگردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1988 آلبوم بعدي خود را با نام Odyssey و با خوانندگي Lynn Turner خوانندة سابق گروه Rainbow روانة بازار كرد. در سال 1989 در مسكو كنسرتي برگزار كرد و در همين سال گروهش بعد از شش سال فعاليت، نهايتاً از هم پاشيد. يك سال بعد آلبومي با نام Eclipse منتشر كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین در خلال این سالها معروفیت زیاد Yngwie باعث شد که همکار سابق او در سوئد Jens Johansson  مجدداً به وی بپیوندد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلبوم بعدي مالمستين با نام Fire &amp; Ice در سال 1992 روانة بازار شد،Nigel Thomas  مدير برنامه هايش در اثر كهولت سن درگدشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie، فعال دست از تلاش بر نداشت و در سال 1993 گروه جديد خود را تشكيل داد و آهنگي به عنوان B-Side در سال بعد منتشر ساخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او آلبوم Magnum Opus را در سال 1995 به دست هوادارانش رساند. در همين سال تور بزرگي را از ژاپن شروع كرد و تا چندين كشور از اروپا ادامه داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اينگوي باتجربه آلبومهايش را يكي پس از ديگري به شركتهاي ضبط آهنگ مي سپرد. در سال 1996 آلبوم Inspiration خود را به اتمام رساند و آلبوم بعدي خود به همراه درامر سابق گروههاي Black Sabbath, Rainbow (Cozy Powell) با نام Facing the Animal را ساخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اولين فرزند وی در سال 1998 به دنيا آمد و Cozy در همين سال بر اثر سانحة رانندگي درگذشت. سال 1999 آلبوم بعدي خود را با نام Alchemy  منتشر ساخت. در سال 2001 به همراه گروه اركستر فيلارمونيكِ ژاپن و با نام'' كنسرتو سوييت'' اذهان عمومي را به خود معطوف كرد. که این آلبوم از بهترین و شاهکارهای Malmsteen به حساب می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; و اواخر سال 2002 هم آلبوم Attack خود را منتشر کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاپان قسمت دوم...&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109256588272236227?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109256588272236227/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109256588272236227' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256588272236227'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256588272236227'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/yngwie-johan-malmsteen.html' title='قسمت دوم زندگینامه Yngwie Johan Malmsteen'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109256583491748928</id><published>2004-08-15T14:59:00.000+04:30</published><updated>2004-08-15T15:00:34.916+04:30</updated><title type='text'>بيوگرافی Yngwie Malmsteen قسمت اول</title><content type='html'>بيوگرافی Yngwie Malmsteen&lt;br /&gt;سلام به همگی دوستان علاقه مند به موسیقی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از ارائه بیوگرافی B.B. King و Chet Atkins و Wasp تصمیم گرفتم که بیوگرافی Malmsteen را نیز ارائه کنم، که البته به خاطر علاقه زیاد خودم به این نوازنده، بیوگرافی مفصل تری خواهد بود. به همین دلیل آن را در چند قسمت ارائه خواهم نمود. امیدوارم که استفاده کنید و بپسندید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينگوی يوهان مالمستين يکی از نوازندهای مشهور جهان .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد بتوان گفت نوازنده ای که همواره عشقش رو نسبت به سبک کلاسيک با آلبومهايی که ارائه داده نشان داده است... يکی از  سرعتی ترين نوازندگان جهان با سوئیپ های مخصوص به خودش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قسمت اول بیوگرافی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Yngwie Johan Malmsteen &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينگوي يوهان مالمستين (Yngwie Johan Malmsteen) در 30 ژوئن 1963 در استکهلم سوئد به دنیا آمد. نام اصلی وی Lars Johann Yngwie Lannerback  می باشد که این نام را (Yngwie) مادر وی به یاد و خاطره عاشق و دوست پسر قبلی خود بر روی وی نهاد. Malmsteen  را اسطورة گيتار مي دانند وی در 12 سالگی اولین آلبوم سولو خود را تهیه کرد و بیرون داد. در حاليكه سنش تازه به چهل سال رسيده است. روز تولدش را روزي مي داند كه جيمي هندريكس (Jimi Hendrix)  گيتاريست افسانه اي جهان درگذشت. در 18 سپتامبر 1970 وقتي كه تلويزيون سوئد ويژه برنامه اي در بارة مرگ جیمی هندريكس پخش مي كرد اينگوي 7 ساله مردي را ديد كه با دندان گيتار مي زد و در آخر گيتار را در آتش قرباني كرد. او بعدها در مصاحبه اي در پاسخ اين كه شما بهترين گيتاريست كنوني دنيا هستيد گفت :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;( خير، اينطور نيست، من هنوز نمي توانم بخوبی با دندان گيتار بزنم ! ) به اين ترتيب در 7 سالگي درون اينگوي آتشي روشن شد كه هنوز شعله ور است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او گيتاري را كه از مادرش در 5 سالگي هديه گرفته بود و به ديوار آويزان كرده بود، برداشت و شبانه روز فقط نواخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از هندريكس، دومين كشف اينگوي جوان،  ريچي بلك مور (Ritchie Blackmore) گيتاريست نابغة گروه ديپ پرپل (Deep Purple) بود كه دريچه هاي جديدي را برابرش گشود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوازندگي متأثر از آثار كلاسيك Blackmore به كمك خواهرش، كه او هم اهل موسيقي بود، او را به سرچشمه هاي اصلي موسيقي سوق داد: باخ، ويوالدي، موتزارت، بتهوون. هنوز هم در قسمت تشكرهاي ويژة دفترچه هاي CD آلبومهايش نام اينها را در كنار نام هندريكس و بلك مور والبته خواهرش، آن لوييز Ann Louis ، مي توان ديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سرتاسر زندگي او عصياني هميشه موج مي زده است. او در سال 1978 و در10 سالگي مدرسه را ترك كرد تا فقط بتواند گيتار بنوازد، سومين كشف او در همين دوره است: نيكولو پاگانيني (Nicole Paganini) ( پاگانینی تکنیک نوازندگی ویولون را به حد و اعتلایی رساند که هنوز کسی نتوانسته است از آن فراتر رود.) نوازندة چيره دست و آهنگساز ايتاليايي قرن نوزدهمي كه پيوند از دست رفتة بين ساختار رسمي موسيقي كلاسيك و اجراهاي پر زرق و برق هندريكس را برايش ازنو ايجاد كرد. بدين وسيله او فهميد كه چگونه عشقش به موسيقي كلاسيك را با مهارت در حال رشدش در نوازندگي گيتار و جذبة اثيري صحنه پيوند بزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او در 15 سالگي در دوره اي كه به عنوان تعميركار و سازندة سازهاي زهي در يك مغازه كار مي كرد با يك لوت قرن هفدهمي روبرو شد كه داراي دسته اي بود كه سطح قوس دار آن به سمت بيرون تراشيده شده بود. او پس از ديدن اين ساز دستة يك گيتار را به اين شكل در آورد و از آن پس اين شكل دائمي سازهايش شد كه در حال حاضر شركت فندر (Fender) (يکی از شرکتهای معتبر در ساخت گيتار) توليد گيتارهاي قوس دار و منحصر به فرد اينگوي را تقبل كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1973 Yngwie نام دوران دوشیزگی مادر خود برای خود به عنوان فامیل برگزید یعنی نام مقدس Malmsteen&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاپان قسمت اول...&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109256583491748928?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109256583491748928/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109256583491748928' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256583491748928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109256583491748928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/yngwie-malmsteen.html' title='بيوگرافی Yngwie Malmsteen قسمت اول'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109220146131019998</id><published>2004-08-11T09:44:00.000+04:30</published><updated>2004-08-11T10:06:01.970+04:30</updated><title type='text'>وب لاگ  اصلی من در پرشین بلاگ</title><content type='html'>&lt;p align="right"&gt;سلام دوستان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;ببخشید که اینجا را کمتر آپدیت میکنم . به خاطر اینه کاربران پرشین بلاگ بیشتر است . آنجا بیشتر هستم .. همچنین قابلیت های پرشین بلاگ برای وبلاگ نویسی بیشتر هست .. هرچند که اینجا هم لطف خودش رو داره .. ولی در هر صورت ببخشید... انشالله یک روز هم میام اینجا و همه چیز رو تو اینجا درست میکنم .. من خودم شخصا اینجا رو بیشتر دوست دارم.. باکلاس تر هست . بگذریم .. اگر مایل بودید به وبلاگ من در پرشین بلاگ سر بزنید . مطالب خوب زیاد دارم... آدرسش را هم اینجا نوشتم ..همچنین در کنار این سایتم هم نوشته شده هست . خوشال میشوم اگر به من سر بزنید&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امیر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com"&gt;http://blackblob.persianblog.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مطالب را می توانید در وبلاگ من بیابید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نام گذاری روز ملی دماوند&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_5_blackblob_archive.html"&gt;زندگینامه کامل و جامع Yngwie Malmsteen&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_4_blackblob_archive.html"&gt;زندگینامه B.B. King&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_4_blackblob_archive.html"&gt;زندگینامه Chet Atkins&lt;br /&gt;زندگینامه Wasp-Blackie Lawless&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com/1383_4_blackblob_archive.html"&gt;مسائل مربوط به دنیای کوهنوردی&lt;br /&gt;چگونگی عضو شدن در اورکات و جی میل Gmail &amp;amp; Orkut Invitition&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com"&gt;اولین صعود به کوههای 8000 متری&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://blackblob.persianblog.com"&gt;و مطالب جالب دیگر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109220146131019998?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109220146131019998/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109220146131019998' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109220146131019998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109220146131019998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/08/blog-post.html' title='وب لاگ  اصلی من در پرشین بلاگ'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-109063850128313188</id><published>2004-07-24T07:38:00.000+04:30</published><updated>2004-07-24T07:38:21.283+04:30</updated><title type='text'>سایتهای کوهنوردی و سنگنوردی</title><content type='html'>دوستان کوهنورد عزیز این هم تعدادی سایت که همگی مربوط به مسائل کوهنوردی هستند .. ( البته به غیر از سایت خودم&lt;br /&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;ایرانی : &lt;br /&gt;1)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.mountainzone.ir/"&gt;http://www.mountainzone.ir&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;2)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.akhlomad.com/"&gt;http://www.akhlomad.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;3)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.azadkooh.blogspot.com/"&gt;http://www.azadkooh.blogspot.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;4)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.koohnavard.persianblog.com/"&gt;http://www.koohnavard.persianblog.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;5)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.everestdream.com/index.html"&gt;http://www.everestdream.com/index.html&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;6)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.hshemiranclimbing.com/"&gt;http://www.hshemiranclimbing.com&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;7)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.skifed.ir/"&gt;http://www.skifed.ir&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;8)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.shahrekord.8m.com/"&gt;http://www.shahrekord.8m.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;9)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.iranmountfed.com/"&gt;http://www.iranmountfed.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;10)&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.koohnavard.com/"&gt;http://www.koohnavard.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;11)&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.kouheghaf.persianblog.com/"&gt;http://www.Kouheghaf.persianblog.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;12)&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.kouhestan.persianblog.com/"&gt;http://www.Kouhestan.persianblog.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;خارجی : &lt;br /&gt;1)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.shivacharity.org/"&gt;http://www.shivacharity.org&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;2)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.camp4.com/"&gt;http://www.camp4.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;3)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.everstnews.com/"&gt;http://www.everstnews.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;4)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.summitpost.com/"&gt;http://www.summitpost.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;5)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a href="http://www.peakware.c&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-109063850128313188?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/109063850128313188/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=109063850128313188' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109063850128313188'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/109063850128313188'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_24.html' title='سایتهای کوهنوردی و سنگنوردی'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108969147969486840</id><published>2004-07-13T08:31:00.000+04:30</published><updated>2004-07-13T08:34:39.696+04:30</updated><title type='text'>زندانی در اورکات</title><content type='html'>بالاخره بعد از دو روز که توی اورکات تو زندان بودم آزاد شدم. دو روز پیش بود که متوجه شدم به هیچ شخص یا گروهی در اورکات نمی توانم مسیج بدهم، و هنگام هر کاری به من پیغام می دهد که این اکانت فعلا بلاک شده است. حسابی عصبانی شده بودم. خلاصه رفتم پروفایلم رو دیدم و مشاهده کردم که به به ! پشت میله های زندان هستم. حسابی شاکی شده بودم. با اورکات تماس گرفتم و با لحن جدی و عصبانی اعتراض کردم که چرا و برای چه؟ آنها هم با کمال ادب و تکریم گفتند که نمی دانیم چرا اینگونه شده و حتماً یک انسان این کار را انجام داده و سریعاً وی را پیدا کرده و او را در زندان خواهیم انداخت و شما را هم از این وضع نجات خواهیم داد، بعد از گذشت دو روز هم به قول خودشان عمل کردند و حالا من آزاد هستم چون پرنده ! این مطالب را گفتم که اگر یک روز دیدید پشت میله های زندان هستید، شوکه نشوید، این اتفاقی است که ممکن است به راحتی در اورکات بیافتد، ( به قول خودشان یک سیستم اتوماتیک که یوزر های مزاحم را شناسایی می کند و آنها را بلاک می کند ولی بعضی اوقات ممکن است یوزر های بیگناه هم قربانی شوند و سعی در بهبود عملکرد این سیستم دارند.). پس خونسردی خود را حفظ کنید و یک ای میل به اورکات بزنید و با لحن تقریباً عصبانی دلیلش را خواستار شوید. یادتان باشد ذکر کنید که شما یوزر خوبی هستید و کسی را اذیت نکرده اید.. مطمئن باشید که حداکثر تا سه روز شما را از زندان آزاد می کنند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108969147969486840?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108969147969486840/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108969147969486840' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108969147969486840'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108969147969486840'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_13.html' title='زندانی در اورکات'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108960007874532642</id><published>2004-07-12T07:10:00.000+04:30</published><updated>2004-07-12T09:23:23.493+04:30</updated><title type='text'>Blackie lawless Biography : Wasp</title><content type='html'>W.A.S.P &lt;br /&gt;بلکی لالس &lt;br /&gt;این گروه  بر اساس هنرنمایی شخص خواننده و نوازنده گیتار باس آن، نوازنده سیتار، نوازنده کیبرد و ارگ و سینترسایزر و همچنین تهیه کننده اکثر آهنگهای آن، نویسنده متن اکثر آهنگ ها و .. تشکیل شده است و این فرد بلکی لالس می باشد. &lt;br /&gt;بلکی لالس با نام اصلی استیون دورندر چهارم سپتامبر سال 1956 در نیویورک متولد شد. او در یک خانواده‌ی مذهبی رشد کرد. پدر بزرگش خادم کلیسا و عمویش یک کشیش بود. &lt;br /&gt;او در سن سیزده سالگی در یک دعوای خیابانی مورد اصابت چاقو قرار گرفت. در سن چهارده سالگی، ‌ استیون  به مدرسه‌ی نظامی فرستاده شد تا انضباط را یاد بگیرد. ولی این کار نه تنها باعث تغییر او نشد بلکه در هیجدهمین ماه خدمت به خاطر کتک زدن یک گروهبان از مدرسه اخراج شد. او مدتی در کارگاه پدرش مشغول به کار بود و مدتی هم در پمپ بنزین کار می‌کرد.&lt;br /&gt;او در نه سالگی اولین گیتار خود را تهیه کرد و در همان سال با نواختن در اولین گروهش به نام آندرساید ، مبلغ شانزده دلار و نودوپنج سنت بدست آورد. او در شانزده سالگی با گروهی بنام بلک ربیت شروع به کار کرد و در بارها و کافه های  محلی مشغول به کار شدند که باعث ایجاد انگیزه بیشتری برای وی شد.&lt;br /&gt;گروه دیگر او اورفکس راینبو بود. بعد از این که جانی تاندرزخواننده‌ی گروه عروسکهای نیویورک این گروه را ترک کرد بلکی به گروه دعوت شد و جای او را گرفت. این گروه به پوشیدن لباسهای چرمی تنگ و انجام آرایش و استفاده از چپستیک معروف بودند. بعد از شش ماه کار با گروه، بلکی  به همراه بیسیست گروه، آرتور کین نیویورک را به قصد لس‌آنجلس ترک می‌کنند. در لس‌آنجلس آنها گروهی به نام کیلر کین تشکیل می‌دهند و آلبوم 33 ½ ای پی را روانه‌ی بازار می‌کنند.  بلکی  در این زمان به بلکی گوسمن معروف شده بود. بعد از این آلبوم، گروه به هم می‌خورد و آرتور به نیویورک و گروه قبلی خودش باز می‌گردد و بلکی در لس آنجلس می‌ماند.&lt;br /&gt;در سال 1977 بلکی و رندی پایپر به هم می‌پیوندند و گروه سیستر را تشکیل می‌دهند. گروه سیستر از جمله اولین گروه‌هایی در لس آنجلس بودند که لباس‌ و آرایش های عجیب داشتند و به خوردن کرم بر روی سن معروف بودند. همچنین آنها برای سمبل و نشانه گروه خود (سیستر) ستاره پنج رأس را انتخاب کردند. دهه‌ی هفتاد زمان مناسبی برای موسیقی هوی متال نبود و گروه سیستر موفقیت چندانی نصیبش نشد.&lt;br /&gt;از جمله گروه‌های دیگری که بلکی با آنها همکاری کرد می‌توان از سیرکوس و لندن نام برد.&lt;br /&gt;از این زمان به بعد بلکی شهرت لالس را برای خود بر می گزیند.&lt;br /&gt;بلکی  و رندی بعد از سیستر با هم در تماس بودند تا در سال 1981 وقتی بلکی موقعیت خود را برای تشکیل گروه مناسب دید با رندی تماس گرفت کریس هولمز و تونی ریچاردز  نیز به گروه دعوت شدند و همچنین دون کاستا قبل از این که به اوزی بپیوندد به گروه دعوت شد و بدین گونه گروه اولیه شکل گرفت. &lt;br /&gt;سر انجام در سال 1982 ، بلکی  گروه وسپ را که مخفف کلمات (We Are Sexual Perverts) ، می باشد . تشکیل داد . این گروه رفتار خشونت آمیز را اساس کار خود نهادند. آنها اولین آلبوم رسمی خود را در سال 1985 و با نام Wasp اجرا کردند.&lt;br /&gt;به جرات می توان گفت که گروه Wasp بر اساس هنر نمایی شخصی بلکی لالس استوار است. وی در گروه نقش های (Lead Vocals, Bass Guitar, Lead, Rhythm and Acoustic Guitar, Electric Sitar, Keyboards, Organ, Synthesizers, Major Song Writer, Producer, etc...) ) را بر عهده دارد. بلکی استعداد بی نظیری در موسیقی دارد و در مراسمی که چند سال پیش در ایالت متحده برگزار شد به عنوان یکی از 5 مشاهیر برگزیده موسیقی دنیا شناخته شد. غالباً آهنگهای وی حس و سوزی منحصر به فرد و دلنشین دارند. صدای وی از بهترین و قویترین صداها در بین Vocalist ها می باشد وی در سن 48 سالگی هنوز صدایی بسیار قوی و گیرا دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فهرست آلبوم های گروه Wasp:&lt;br /&gt;W.A.S.P.    1984     ****  ---   The Last Command      1985    *****   ---  Inside The Electric Circus    1986     **** ---   Live ... In The Raw                                1987      Live ---  Animal ( F**k Like a Beast )(Live)  1987  Live  ---  The Headless Children      1989    *****  ---  The Crimson Idol      1992    *****  ---   First Blood ... Last Cuts (comp)     1993     Best  ---  Still Not Black Enough      1995     ****   ---  Kill, Fuck, Die    1997      ***  ---  Double Live Assassins (2CD live)   1998   Live  ---  Helldorado     1999      ***   ---  The Sting (live)       2000      Live  ---  The Best Of The Best     2000   Best  ---   Unholy Terror     2001       ****  ---  Dying For The World      2002      *****  ---   The Neon God Part 1 - The Rise      2004       *****&lt;br /&gt;همچنین موسیقی متن فیلم های زیر ساخته بلکی لالس می باشد:&lt;br /&gt;Dudes , A Nightmare On Elm Street 5 – The Dream , The Dungeon Master&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای دیدن عکس های بلکی لالس و گروه وسپ به وبلاگ من در پرشین بلاگ مراجعه کنید&lt;br /&gt;www.blackblob.persianblog.com&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.blackblob.persianblog.com"&gt;www.blackblob.persianblog.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108960007874532642?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108960007874532642/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108960007874532642' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108960007874532642'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108960007874532642'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blackie-lawless-biography-wasp.html' title='Blackie lawless Biography : Wasp'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108955251781781520</id><published>2004-07-11T17:57:00.000+04:30</published><updated>2004-07-11T18:01:50.146+04:30</updated><title type='text'>Insatiable</title><content type='html'>&lt;blockquote&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;Justify, speak the lies, close your eyes&lt;br /&gt;As we make love&lt;br /&gt;Touch my skin, let the fun begin, once again&lt;br /&gt;I hear your cries, rise oh rise&lt;br /&gt;Feel the nails, tell tales trails across my spine&lt;br /&gt;Beautiful&lt;br /&gt;Silken kiss, on a night like this, who would miss&lt;br /&gt;Our final hour&lt;br /&gt;Closer still, close your eyes, see my world, it's animal&lt;br /&gt;Insatiable&lt;br /&gt;Velvet glove, unrequited love, find the words&lt;br /&gt;And make them rhyme&lt;br /&gt;One last dance, hypnotizing trance, a knowing glance&lt;br /&gt;I love you&lt;br /&gt;Closer still, lose your will, see my world, it's criminal&lt;br /&gt;Insatiable&lt;br /&gt;Things we hide, keep them out of signt, heard it said&lt;br /&gt;It's unbearable&lt;br /&gt;Feel my pain, taste my shame, who's to blame&lt;br /&gt;Inexcusable &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108955251781781520?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108955251781781520/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108955251781781520' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108955251781781520'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108955251781781520'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/insatiable.html' title='Insatiable'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108942711653231011</id><published>2004-07-10T07:07:00.000+04:30</published><updated>2004-07-10T07:08:36.533+04:30</updated><title type='text'>ما هم جی میل دار شدیم</title><content type='html'>ما هم جی میل دار شدیم.&lt;br /&gt;بالاخره یک آدم نیکوکار پیدا شد و برای من دعوتنامه جی میل فرستاد. مدتها بود که دنبال این دعوتنامه می گشتم ولی پیدا نمی شد و هیچکس برای من دعوتنامه نمی فرستاد. البته بعداً فهمیدم که دعوتنامه جی میل آنقدرها هم فراوان نیست و در واقع گوگل برای هر یک از اعضاء جی میل تعداد محدودی دعوتنامه در نظر میگیرد آن هم در تناوبهای زمانی خاص. در نهایت یکی هم پیدا شد که من را دعوت کرد و من هم از وی متشکرم. از این به بعد می توانید ای میل های خودتان را به آدرس جی میل من بفرستید: am.tavakoli@gmail.com&lt;br /&gt;فعلاَ تنها چیزی غیر از ظرفیت 1000 مگابایتی ( 1 یک گیگابایت ) که متوجه شدم. سرعت بالای باز شدن email ها و فولدر ها در جی میل است که بسیار جالب و مفید می باشد.&lt;br /&gt;در حال حاضر من یک دعوتنامه جی میل دارم و می توانم آن را برای شخصی که لازم داشته باشد بفرستم .. راستی دعوتنامه عضویت در جی میل در سایت آمازون تقریبا تا قیمت 25 دلار به فروش می رسد.. همانطور که قبلا گفته بودم، از آنجا که من خیلی با معرفتم، حاضرم بدون دریافت وجه این دعوتنامه یا دعوتنامه های بعدی که بدستم می رسد را برای کسانی که مایلند جی میل داشته باشند بفرستم. قبلا هم گفته بودم کسانی که مایلند در اورکات عضو شوند با من تماس بگیرند تا من برای آنها دعوتنامه بفرستم. اکنون نیز همین طور است ولی در جریان باشید که تعداد دعوتنامه های جی میل بسیار محدود است، حداکثر 3 یا 4 تا می باشد ولی برای اورکات محدودیتی نیست و می توانم هر کس را که مایل بود دعوت کنم. به همین دلیل برای دعوتنامه جی میل ، دوستان خودم و دوستان خوبم در اورکات و کسانی که به وبلاگ من مرتب سر می زنند در اولویت هستند. ولی اگر تعداد دعوتنامه هایی که به من داده می شود زیاد بود، محدودیت خاصی قائل نمی شوم.  &lt;br /&gt;در هر صورت برای درخواست عضویت و دعوتنامه جی میل و یا اورکات برای همین مطلب من پیغام بگذارید و حتما نام و فامیلتان ( به انگلیسی ) و ای میل تون را حتماٌ بگذارید چون برای فرستادن این دعوتنامه ها لازم است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108942711653231011?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108942711653231011/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108942711653231011' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108942711653231011'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108942711653231011'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_10.html' title='ما هم جی میل دار شدیم'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108917617163843200</id><published>2004-07-07T09:22:00.000+04:30</published><updated>2004-07-07T09:26:11.636+04:30</updated><title type='text'>Chet Atkins Biography</title><content type='html'>چت اتکینز نوازنده گیتار، با نام واقعی چستر بورتون اتکینز در 20  ژوئن سال 1924 در لاترل ، تنسی متولد شد و در 30 ژوئن  سال 2001 در نشویل ، تنسی فوت کرد.&lt;br /&gt;سبک چت اتکینز در موسیقی کانتری می باشد. که غالباً از سبک وی با نام انحصاری می سی سی پی کانتری یاد می کنند.&lt;br /&gt;چت اتکینز یک نوازنده، آهنگساز و تهیه کننده موسیقی بود. وی جزو پیشگامان سبک کانتری عامه پسندی بود که در آن زمان ها در نشویل معروف بود. تکنیک وی در نواختن گیتار تلفیقی ماهرانه از دو تکنیک نوازندان سبک راک و جاز می باشد. همچنین به عنوان تهیه کننده، مشاهیر موسیقی و خوانندگانی همچون Waylon Jennings, Dolly Parton, Eddy Arnold, Jim Reeves, Elvis Presley, Everly Brothers  را هدایت و تربیت کرده است. چت اتکینز غالباً همراه با گروه ها و خوانندگان سبک کانتری مانند Archie Campbell , Bill Carlisle به اجرای موسیقی و برگزاری تورهایی می پرداخت، همچنین وی بیش از یکصد آهنگ به تنهایی ساخته و اجرا کرده است. وی در زمان خود بیشترین تاثیر را بر روی موزیسین ها و تهیه کنندگان موسیقی در اجلاس ها داشت. &lt;br /&gt;بدون چت اتکینز موسیقی کانتری در دهه های 50 و 60 هیچگاه از حد و مرزهای موسیقی پاپ فراتر نمی رفت.&lt;br /&gt;وی در خلال دهه 50 تا 60 میلادی به تشکیل و سازماندهی موسیقی منطقه نشویل کمک شایانی نمود. ( سبک نشویل سبکی از موسیقی کانتری می باشد و به همان اندازه که موسیقی پاپ به هونکی تونکس مدیون است، این سبک به چت اتکینز مدیون می باشد.) &lt;br /&gt;به عنوان یک نوازنده کسی همتا و در حد وی نیست و تکنیک نوازندگی وی منحصر به فرد می باشد.&lt;br /&gt;آهنگ Sleep Walk وی جاودانه است و گوش همگی ما با آن آشناست.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108917617163843200?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108917617163843200/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108917617163843200' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108917617163843200'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108917617163843200'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/chet-atkins-biography_07.html' title='Chet Atkins Biography'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108916552566471522</id><published>2004-07-07T06:27:00.000+04:30</published><updated>2004-07-07T06:28:45.663+04:30</updated><title type='text'>چند تعریف</title><content type='html'>شعــر : همانا گره خوردگی عاطفی ، اندیشه وخیال است در زبانی فشرده و آهنگین .&lt;br /&gt;عاطفه : همانا هاله یا پوسته همگانی و فردی ادراک های انسانی است .&lt;br /&gt;احساس : یعنی تاثر عضوی حسی از انگیزه های درونی یا بیرونی .&lt;br /&gt;ادراک : یعنی تعبییر و تفسیر احساس کنونی در پرتو احساس های گذشته .&lt;br /&gt;ادراک : همان عاطفه است ، عاطفه همانا رنگ و انگیزه ویژه هر ادراک است .&lt;br /&gt;اندیشیدن : همانا فعالیتی است هوشی که در قاب ها و قالب های منطقی صورت می پذیرد که سر سپرده به نظم و سامان منطق است &lt;br /&gt;خیال ورزیدن : اما فعالیتی است هوشی که منطق گریز است ، که از هرگونه قاب و قالب منطقی همواره فراتر می رود .&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108916552566471522?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108916552566471522/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108916552566471522' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108916552566471522'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108916552566471522'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_07.html' title='چند تعریف'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108908467607494601</id><published>2004-07-06T07:59:00.000+04:30</published><updated>2004-07-06T08:01:16.076+04:30</updated><title type='text'>خرید شوهر</title><content type='html'>خرید شوهر&lt;br /&gt;یک مرکز خرید وجود داشت، که زنان می توانستند به آنجا روند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد. این مرکز پنج طبقه داشت، و هرچه که به طبقات بالاتر می رفتند، خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد. اما اگر در طبقه ای دری را بازکنند باید حتماً آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط یک بار می تواند از این مرکز استفاده کند.&lt;br /&gt;روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.&lt;br /&gt;در اولین طبقه بر روی در نوشته شده بود: این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند. دختری که تابلو را خوانده بود گفت: خب بهتر از کار نداشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه اند؟ پس رفتند. &lt;br /&gt;در طبقه دوم نوشته بود: این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره های زیبا دارند. دختر گفت: هوم م م ، طبقه بالا چه جوریه...؟ &lt;br /&gt;طبقه سوم: این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره های زیبا دارند و در کار خانه هم کمک می کنند. دختر: وای ... ، چقدر وسوسه انگیز، ولی بریم بالاتر. و دوباره رفتند.&lt;br /&gt;طبقه چهارم: این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره های زیبا هستند، همچنین در کار خانه کمک می کنند و هدف های عالی در زندگی دارند. آن دو واقعاً به وجد آمده بودند. دختر: وای چقد خوب. پس چه چیزی ممکنه طبقه آخر باشه ! آن ها گریه کردند.&lt;br /&gt;پس به طبقه پنجم رفتند، آنجا نوشته شده بود: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از این که به مرکز ما آمده اید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم. !&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108908467607494601?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108908467607494601/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108908467607494601' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108908467607494601'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108908467607494601'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_108908467607494601.html' title='خرید شوهر'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108908385645995392</id><published>2004-07-06T07:45:00.000+04:30</published><updated>2004-07-06T07:47:36.486+04:30</updated><title type='text'>چند خبر کامپیوتری</title><content type='html'>کامپک وارد عرصه Mp3 Player می شود&lt;br /&gt;با افزایش رقابت بین شرکت ها، کامپک نیز وارد عرصه تولید Mp3 Player می شود. مدیر اجرایی کامپک می گوید: کاپلاس، مدیر سابق شرکت در سال 1991 اعلام کرد که بزودی رشد اینترنت سبب می شود که دستگاههای موسیقی جدیدی برای پاسخگویی به نیاز کاربران روانه بازار شود و اکنون به وضوح دیده می شود که پیش بینی او به حقیقت پیوسته است. بازار Mp3 Player به گونه ای رشد کرده که بخش اعظم فروش دستگاههای پخش موسیقی را از آن خود کرده است. بدین ترتیب با افزایش رقابت بر سر تولید محصولات مورد نیاز کاربران Compaq نیز تصمیم گرفته است که گروه طراحان نرم افزاری و سخت افزاری خود را وارد این عرصه جدید نماید. اما فعلا باید صبر کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوگل فروش Gmail را متوقف می کند&lt;br /&gt;شرکت گوگل تصمیم دارد جلوی خرید و فروش حساب های Gmail را بگیرد. &lt;br /&gt;به گزارش گروه کامپیوتر ابرار اقتصادی این شرکت از روز دوشنبه گذشته استراتژی عضویت خود را تغییر داده است و کاربران را از هرگونه خرید و فروش و کسب درآمد از طریق حساب های email منع کرده است. بر اساس این استراتژی جدید ثبت چندین حساب email با نام یک کاربر خلاف است این اقدام گوگل پاسخی به رشد روزافزون بازار سیاه حساب های Gmail بعد از راه اندازی این سرویس در اوایل ماه آوریل است. البته از آنجایی که استفاده از این سرویس تنها با دریافت دعوت نامه از سوی یکی از دارندگان این حساب ممکن است، هنوز تعداد کاربران این سرویس خیلی بالا نیست. اما این نوع روش جذب مشترک جدید باعث بوجود آمدن بازار سیاه برای این حساب email شده است. و عده ای تلاش کردند از راه درآمد کسب کنند. بنده با مراجعه هایی که به سایت eabay , Amazon داشتم در اوایل قیمت فروش اکانت Gmail چیزی حدود 250 دلار بود که اکنون به مقدار 25 دلار تنزل پیدا کرده است. اگرچه گوگل اکنون تلاش می کند جلوی این بازار سیاه را بگیرد اما ایجاد این بازار خود نشانه مثبتی برای این موتور جستجوی معروف است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دریافت رایگان لینوکس لیبرانت&lt;br /&gt;تیم توسعه لیبرانت نسخه 2.8.1 این توزیع را برای دانلود آزاد در اختیار کاربران قرار داد. به گزارش TechnoTux  این نسخه که در آگوست 2003 ارائه شده است، دارای هسته 2.4.21 ، محیط 3.1.3 KDE  و 2.2 Gnome می باشد. نصب نیمه گرافیکی و ابزار Adminmenu آن بسیاری از بررسی کنندگان آنرا راضی کرد. این توزیع که به قیمت 65 دلار به فروش می رسد را اکنون می توانید به رایگان آزمایش کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جدیدترین نگارش لینوکس Kanotix&lt;br /&gt;نسخه دیگری از لینوکس Kanotix منتشر شد. به گزارش TechnoTux این نسخه از هسته 1.6.6 و پشتیبانی بهتر از سخت افزار برخوردار است. همچنین تعداد زیادی راه انداز جدید LAN های بی سیم مانند ACX 100 و Centrino و Ndiswrapper اضافه شده است. برنامه نصب روی دیسک سخت اکنون از GRUB به عنوان مدیر بوت پیش گزیده استفاده می کند. بسته های نرم افزاری نیز به آخرین بسته های موجود روی Debian sid ارتقاء پیدا کرده اند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید.&lt;br /&gt;www.Kanotix.mipooh.net&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108908385645995392?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108908385645995392/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108908385645995392' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108908385645995392'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108908385645995392'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_06.html' title='چند خبر کامپیوتری'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108891250514466024</id><published>2004-07-04T08:10:00.000+04:30</published><updated>2004-07-04T08:11:45.143+04:30</updated><title type='text'>سیزده قانون زندگی من</title><content type='html'>یک :&lt;br /&gt;دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم .&lt;br /&gt;دو :&lt;br /&gt;هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود .&lt;br /&gt;سه :&lt;br /&gt;اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .&lt;br /&gt;چهار :&lt;br /&gt;دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس كند .&lt;br /&gt;پنج :&lt;br /&gt;بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید .&lt;br /&gt;شش :&lt;br /&gt;هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی ، چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود .&lt;br /&gt;هفت :&lt;br /&gt;تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی .&lt;br /&gt;هشت :&lt;br /&gt;هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .&lt;br /&gt;نه :&lt;br /&gt;شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب رابشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب ، وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی .&lt;br /&gt;ده :&lt;br /&gt;به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن .&lt;br /&gt;یازده :&lt;br /&gt;همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی .&lt;br /&gt;دوازده :&lt;br /&gt;خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .&lt;br /&gt;سیزده :&lt;br /&gt;زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108891250514466024?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108891250514466024/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108891250514466024' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108891250514466024'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108891250514466024'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/blog-post_108891250514466024.html' title='سیزده قانون زندگی من'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108865732823973092</id><published>2004-07-01T09:17:00.000+04:30</published><updated>2004-07-01T09:18:48.240+04:30</updated><title type='text'>جاذبه های دماوند 1</title><content type='html'>ای ديو سفيد پای در برف                ای گنبد گيتی ای دماوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا حالا شده حوس کنید سری به بام ایران بزنید؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر نه، از این به بعد به این موضوع فکر کنید که وقتی بر روی بالاترین نقطه ایران هستید و کسی از شما بالاتر نیست، چه احساسی خواهید داشت؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر توان اینکار را دارید شک نکنید و هر چه زودتر اقدام کنید اگر موفق به صعود نشدید هم ضرر نکردید و از زیبایی منطقه دماوند لذت خواهید برد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای دیدن تصویرهایی از کوه دماوند به وبلاگ من در سایت پرشین بلاگ مراجعه کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.blackblob.persianblog.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108865732823973092?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108865732823973092/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108865732823973092' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108865732823973092'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108865732823973092'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/07/1.html' title='جاذبه های دماوند 1'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7213875.post-108857557172632825</id><published>2004-06-30T10:33:00.000+04:30</published><updated>2004-06-30T18:03:06.963+04:30</updated><title type='text'>پادشاه بلامنازع موسیقی بلوز : بی بی کینگ</title><content type='html'>بی بی کینگ ملقب به پادشاه بلوز  از بزرگترین نوازندگان گیتار در سبک بلوز و از بهترین نوازنده های گیتار در تمامی زمانها می باشد. همچنین به عنوان سردمدار و هدایت کننده موسیقی بلوز ایالات متحده در دهه شصت میلادی شناخته می شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی بی کینگ در سال 1925 در آمریکا در یک شهر کوچک (منطقه ای به نام ایتا بنا ) و در ساحلی به نام کینگ در (می سی سی پی) به دنیا آمد.( ناحيه اي كه به عنوان مهد و زادگاه موسيقي بلوز شناخته شده است. ). وی هم اکنون 79 ساله می باشد و هنوز هم به اجرای کنسرت های زنده مشغول است.&lt;br /&gt;والدین کینگ یک زوج مستاجر و کشاورز بودند و وقتی او خیلی جوان بود از یکدیگر جدا شدند.&lt;br /&gt;کینگ بعد از  مرگ  مادرش در سال 1934زندگي مستقلي را آغاز كرد .&lt;br /&gt;کینگ خواننده اي توانا  است  و سبك سازي او  آگاهانه تلفيقي از بلوز سنتي  و نوايي پر احساس  از موسيقي  كانتري مي باشد. &lt;br /&gt;اوگيتارش را لوسیلی نام نهاد و اين نام گذاري را در ابتداي  كار حرفه اي خود زما ني كه گيتارش در يك آتش سوزي  در دعوايي  بخا طر  زني به نام لوسیلی تقريبا از بين رفت انجام داد. &lt;br /&gt;کینگ در سال  1977 از دانشگاه ییل دكتراي  افتخاري  در رشته موسيقي  دريافت  كرد  و در سال 1988جايزهیک عمر تلاش هنری در زمینه موسیقی را از آن خود كرد .&lt;br /&gt;بی بی کینگ داراي سبكي مختلط  است كه آميزه اي از بلوز جاز، سوینگ و مین استریم پاپ ميباشد، كه نوايي بي همتا ميسازد.&lt;br /&gt;او استعداد ذاتيش را با سبك موسيقی اش  در آميخته  و توانسته آثار بي شمار و بزرگي را خلق كند. &lt;br /&gt;بی بی کینگ يك ترانه سرا، يك نوازنده و يك اسطوره است.&lt;br /&gt;وی پادشاه بلا منازع  بلوز است . و تاثيراتش  در موسيقي هميشه در يادها  خواهد ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به همه شما دوستان اکیداً توصیه می کنم که آلبوم های این نوازنده وخواننده را گوش بدهید و مطمئن باشید که بسیار لذت خواهید برد در زیر فهرست آلبوم ها و کاست های King را نوشته ام .. در ضمن در صورت تمایل به داشتن این آلبوم ها با من تماس بگیرید بلکه بتوانم به طریقی آنها را به شما برسانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Discography:&lt;br /&gt;Singin' The Blues (Crown 1957)****, The Blues (Crown 1958)***, B.B. King Wails (Crown 1959)***, B.B. King Sings Spirituals (Crown 1960)**, The Great B.B. King (Crown 1961)***, King Of The Blues (Crown 1961)***, My Kind Of Blues (Crown 1961)***, More B.B. King (Crown 1962)***, Twist With B.B. King (Crown 1962)**, Easy Listening Blues (Crown 1962)***, Blues In My Heart (Crown 1962)***, B.B. King (Crown 1963)***, Mr. Blues (ABC 1963)***, Rock Me Baby (Kent 1964)****, Live At The Regal (ABC 1965)*****, Confessin' The Blues (ABC 1965)***, Let Me Love You (United 1965)***, B.B. King Live On Stage (United 1965)***, The Soul Of B.B. King (United 1966)***, The Jungle (Kent 1967)***, Blues Is King (Bluesway 1967)****, Blues On Top Of Blues (Bluesway 1968)***, Lucille (Bluesway 1968)****, Live And Well (MCA 1969)****, Completely Well (MCA 1969)***, Back In The Alley (MCA 1970)***, Indianola Mississippi Seeds (MCA 1970)****, Live In Cook County Jail (MCA 1971)****, In London (MCA 1971)***, L.A. Midnight (ABC 1972)***, Guess Who (ABC 1972)***, To Know You Is To Love You (ABC 1973)***, with Bobby Bland Together For The First Time ... Live (MCA 1974)****, Friends (ABC 1974)***, Lucille Talks Back (MCA 1975)****, with Bobby Bland Together Again ... Live (MCA 1976)***, King Size (MCA 1977)***, Midnight Believer (MCA 1978)***, Take It Home (MCA 1979)***, Now Appearing At Ole Miss (MCA 1980)**, There Must Be A Better World Somewhere (MCA 1981)****, Love Me Tender (MCA 1982)**, Blues 'N' Jazz (MCA 1983)**, Six Silver Strings (MCA 1985)**, Do The Boogie (Ace 1988)***, Lucille Had A Baby (Ace 1989)**, Live At San Quentin (MCA 1990)****, Live At The Apollo (GRP 1991)***, Singin' The Blues &amp; The Blues (Ace 1991)***, There's Always One More Time (MCA 1992)****, Blues Summit (MCA 1993)****, with Diane Schuur Heart To Heart (GRP 1994)**, Lucille And Friends (MCA 1995)***, Deuces Wild (MCA 1997)****, Blues On The Bayou (MCA 1998)****, Let The Good Times Roll (MCA 1999)****, Makin' Love Is Good For You (MCA 2000)***, with Eric Clapton Riding With The King (Reprise 2000)***, A Christmas Celebration Of Hope (MCA 2001)**.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فهرست تالیفات B.B. King :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The Best Of B.B. King (Galaxy 1962)**, His Best - The Electric B.B. King (Kent 1968)***, The Incredible Soul Of B.B. King (Kent 1970)***, The Best Of B.B. King (MCA 1973)****, The Rarest King (Blues Boy 1980)***, The Memphis Master (Ace 1982)***, B.B. King - 20 Blues Greats (Déjà Vu 1985)***, Introducing (1969-85) (MCA 1987)***, Across The Tracks (Ace 1988)***, My Sweet Little Angel (Ace 1992)****, King Of The Blues 4-CD box set (MCA 1993)****, Gold Collection (MCA 1993)**, King Of The Blues (Pickwick 1994)**, Heart &amp; Soul: A Collection Of Blues Ballads (Pointblank Classic 1995)***, The Collection: 20 Master Recordings (Castle 1995)***, How Blue Can You Get Classic Live Performances 1964-1994 (MCA 1996)****, He's Dynamite! (Ace 1998)****, The RPM Hits 1951-1957 (Ace 1999)****, His Definitive Greatest Hits (PolyGram 1999)****, Anthology (MCA 2000)****, Forever Gold (St Clair 2000)***, Best Of B.B. King: The Millennium Collection (MCA 2000)****, Here &amp; There: The Uncollected B.B. King (Hip-O 2001)***, Classic Masters (EMD 2002)***.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7213875-108857557172632825?l=black_blob.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://black_blob.blogspot.com/feeds/108857557172632825/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=7213875&amp;postID=108857557172632825' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108857557172632825'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7213875/posts/default/108857557172632825'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://black_blob.blogspot.com/2004/06/blog-post_30.html' title='پادشاه بلامنازع موسیقی بلوز : بی بی کینگ'/><author><name>Blackie</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00048798640066427147</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='00530430813696556913'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>1</thr:total></entry></feed>